پایان نامه درباره حقوق متهم/موضوع آيين دادرسي كيفري

موضوع آيين دادرسي كيفري

دو موضوع براي آيين دادرسي كيفري به شرح ذيل قابل پيش‌بيني است:

بند اول: موضوع اصلي

موضوع اصلي آيين دادرسي كيفري رسيدگي به جنبه عمومي ناشي از جرم است مثل كلاهبرداري، سرقت، قتل عمد و غيره اعم از اينكه شاكي خصوصي شكايت بكند يا نه. چرا كه رسيدگي به جنبه عمومي جرم از وظايف مقامات قضايي دادسرا مي‌باشد.

بند دوم: موضوع فرعي

رسيدگي به جنبه خصوصي ناشي از جرم موضوع فرعي آيين‌دادرسي كيفري مي‌باشد اگرچه هدف اصلي قانون‌گذار جنبه عمومي جرم است اما به طور متعارف ممكن است جرم به فرد يا افرادي از جامعه اعم از شخص حقيقي يا حقوقي خسارت وارد نمايد.

 

گفتار سوم: اهداف قانون‌گذار در تدوين مقررات دادرسي كيفري

با توجه به جنبه‌هاي دوگانه ناشي از جرم اهداف قانون‌گذار در تدوين مقررات دادرسي كيفري نيز به دو دسته تقسيم مي‌شوند:

بنداول: تأمين منافع جامعه

منظور و هدف اصلي قانون‌گذار از تدوين قواعد شكلي تأمين منافع جامعه در راستاي تعقيب و مجازات مرتكب جرم است. هدف قانون‌گذار در اعمال مقررات دادرسي كيفري ايجاد نظم، امنيت و آسايش عمومي است. بدين توضيح كه با اجراي اين قواعد متجاوز به حقوق عمومي، به سزاي عمل خويش برسد و اين امر درس عبرتي باشد براي سايرين كه به فكر تجاوز و تعدي به حقوق ديگران نيفتند.[1]

بند دوم: تأمين منافع فرد

تضمين جبران خسارت ناشي از جرم نيز از وظايف قانون‌گذار است. كه در هر مجموعه مقررات شكلي به عنوان موضوع فرعي آن را در نظر مي‌گيرند تا زيان وارده به شاكي جبران شود.

بدين جهت فرعي مي‌گوييم، كه منافع رسيدگي به جنبه خصوصي به شخص يا اشخاصي محدود برمي‌گردد نه به جامعه البته منظور از منافع فردي فقط منافع شخص شاكي نيست، بلكه هدف تأمين منافع شخص متهم نيز مي‌باشد.[2]

شايد بتوان ادعا كرد كه در اجراي قواعد دادرسي كيفري بيشتر تأمين منافع فرد متهم مطرح است، چرا كه شاكي براي رسيدن به هدف خود كه همان جبران خسارت است، سازمان مهمي بنام دادسرا را در كنار خود دارد كه آنها در تعقيب متهم در مقابل وي قرار دارند و طبيعي است كه در اين راستا منافع شخص شاكي تأمين مي‌شود، ليكن چون متهم در مقابل شاكي و دادسرا تنها مي‌باشد، لذا ممكن است در جريان دادرسي حقوق وي به ويژه از سوي قاضي در معرض خطر قرار گيرد. بنابراين قانون‌گذار در تدوين مقررات شكلي بايد نهايت دقت را به خرج دهد تا قاضي به بهانه اختيار تعقيب و رسيدگي، حقوق متهم را ناديده نگيرد و اگر در اين راستا نقض مقرراتي از سوي قاضي صورت گيرد، متهم بايد حق شكايت به مراجع بالاتر قضايي را داشته باشد.

گفتار چهارم: ارتباط مقررات آيين دادرسي كيفري با ساير رشته‌ها

بند اول: ارتباط آيين دادرسي كيفري با حقوق جزا

بيشترين ارتباط مقررات شكلي با حقوق جزاي ماهوي يعني مقررات مربوط به قواعد عمومي حقوق جزاي عمومي و جزاي اختصاصي مي‌باشد. چرا كه اين مقررات در جامعه از اهميت بيشتري نسبت به ساير رشته‌ها برخوردار هستند. هرچند قانون كاملي از لحاظ ماهوي وجود داشته باشد ولي بدون وجود مقررات شكلي قابل اجرا نيست.

در هيچ نظام دادرسي، صرف وجود قوانين جزايي و يا مجموعه قوانين جزايي به تنهايي كارساز نمي‌باشد، به عبارت ديگر چنان چه يك قانون در خودش تمام مسايل و جوانب مورد نياز را داشته باشد، آيا اجراي اين قوانين بدون وجود سازمان قضايي و بدون وجود مراحل دادرسي و عدم وجود مقررات دادرسي امكان‌پذير است؟

مسلماً در هيچ سيستم دادرسي اين وضعيت امكان‌پذير نمي‌باشد، فلذا براي اجراي قواعد ماهوي، لازم است قواهد شكلي هم در كنار آن وجود داشته باشند. بنابراين ميان اين دو رشته ارتباط تنگاتنگي وجود دارد به گونه‌اي كه لازم و ملزوم يكديگر هستند. بالعكس اگر در يك جامعه‌اي مقررات شكلي كاملي وجود داشته باشد، اما مجموعه قوانين جزايي كه در آن جرايم و مجازات‌ها مشخص شده باشد، نداشته باشيم باز هم كارساز نيست در واقع ارتباط مقررات شكلي با مقررات ماهوي جزايي را مي‌توان به دو بال يك پرنده تشبيه كرد كه اگر يكي از آنها بشكند، پرنده قادر به پرواز نخواهد بود هيچ جامعه‌اي با دارا بودن مقررات شكلي يا ماهوي تنها، قادر به تأمين امنيت و آسايش عمومي نخواهد بود.

[1]– گلدوست جویباری، رجب، همان،ص30.

[2]– گلدوست جویباری، رجب، همان، ص31.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

جایگاه حقوق متهم در قانون آیین دادرسی کیفری جدید

مفهوم ديجيتال - پایان نامه ادله دیجیتالی

ديجيتال

در این قسمت تعریف لغوی و اصطلاحی دیجیتال مورد بررسی قرار می گیرد.

1-1-2-1- تعريف لغوي : واژه ديجيتال (Digital) از ماده «digit» گرفته شده است. «digit» كلمه اي لاتين و به معني انگشت است و به علت اينكه انگشت دست مي تواند براي شمارش بكار رود؛ همچنين واژه رقم را مترادف و هم معنی با آن عنوان نموده اند.1 برخي از محققين معتقدند واژه ديجيتال در اصل از

واژه‌ي فارسي و كردي «دپل»2 به معناي انگشت ياري جستن گرفته شده كه در اين صورت «دپلمان» برابر

ديجيتال است31در برخي فرهنگهاي لغت براي واژه ديجيتال دو معني ذكر كرده اند :

1- بكارگيري سيستم دريافت و ارسال اطلاعات بوسيله مجموع اعداد صفر و يك كه نشان دهنده اين است كه نشانه و علامت الكترونيكي وجود دارد يا خير. مانند دوربين ديجيتالي،‌آنتن ديجيتالي، ماهواره و فرستنده هاي ديجيتالي.

2- (در ساعتهاي مچي و نظاير آن) نشان دهنده يك سري اطلاعاتي بوسيله كاربرد ارقام يا نشانهاي الكتريكي ديگر بدون استفاده از دست. مانند اطلاعات به نمايش گذاشته شده روي صفحه هاي MP3 Player4

1-1-2-2- تعريف اصطلاحي : در تعريف اصطلاحي، ديجيتال ، اطلاعات و داده‌هاي ارزشمند تحقيقاتي اي معني شده اند كه بر روي يك وسيله الكترونيكي ذخيره شده يا توسط آن انتقال داده مي شوند.

بنابراين ادله ديجيتال در برگيرنده‌ي هر نوع داده‌ي ديجيتالي است كه مي تواند مُثبِت امر حقوقي يا اثبات كننده وقوع جرم و يا فراهم كننده ارتباط بين جرم و قرباني آن يا جرم و عامل ارتكابي آن باشد. يك داده ديجيتالي اساساً تركيبي از شماره هايي مي باشد كه ارائه دهنده اطلاعاتي در زمينه هاي متنوع مي باشد كه از آن جمله مي توان به متن21، تصوير32، صوت43 و فيلم ويديويي54 اشاره كرد. به عبارت ديگر، ادله ديجيتالي، داده ها و اطلاعات الكترونيكي ارزشمندي هستند كه بر روي يك وسيله الكترونيكي ذخيره شده يا توسط آن انتقال داده مي شوند. اين ادله تحت شرايطي مي تواند مورد بررسي، جمع آوري،‌ ذخيره سازي و حتي مورد استناد قرار گيرد. گاهي اوقات اطلاعات ذخيره شده در كامپيوتر تنها سرنخ موجود در بازرسي و تعقيب است. مثلاً در يك پرونده، پيامهاي ارسال شده از طريق پست الكترونيكي تنها خط ارتباطي بازرسي و تعقيب بين قاتل و قرباني بوده است. به اين نحو كه در اكتبر 1996 زني به نام «لوپاتكا» كه اهل مريلند آمريكا بود به همسرش مي گويد كه براي ملاقات دوستش منزل را ترك مي كند ولي پس از چند روز خبري از او نمي شود و همين امر باعث مي گردد تا شوهرش، موضوع گم شدن همسر خود  را به پليس اطلاع دهد. در خلال بازرسي هايي كه پليس انجام داد به صدها پيام الكترونيكي برخورد كرد كه ميان «لوپاتكا» و مردي به نام «گلاس» رد و بدل شده بود. محتويات پيام مذكور، ماموران را به سمت كاروليناي شمالي، محل اقامت «گلاس» راهنمايي و آنها جسد كبود لوپاتكا را يافتند كه دستان و پاهاي وي بسته شده و به نحو فجيعي كشته شده بود. در ضمن بازجويي ها، «گلاس» اعتراف كرد كه بطور تصادفي در جريان رابطه‌ي جنسي، لوپاتكا را به قتل رسانده است.

بدين ترتيب، حجم بسيار وسيعي از امور ديجيتالي و ادله ناشي از وسايل و ابزارهاي ديجيتالي در تمامي شوون اطراف ما وجود دارد. درايو سخت كامپيوتر مي‌تواند يك كتابخانه‌ي كوچك را در خود ذخيره كند. دوربين هاي ديجيتال مي‌توانند صدها تصوير را با كيفيت و وضوح بالا ذخيره نمايند و يك شبكه كامپيوتري مي تواند در برگيرنده‌ي حجم گسترده اي از اطلاعات اشخاص و عملكردهاي آنان باشد.

 

1- Long man Handy Learner’s, british press, fifth edition, 2003, p.115.

2– Depel.

 

1– توكلي محمد ؛1375 مدارهاي منطقي (شيراز : انتشارات دانشگاه شيراز، چاپ دوم)، ص 7.

.

2– Text.

3 – Picture.

4– Voice

5– Video.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

استناد پذیری ادله دیجیتالی در حقوق کیفری

كودك در قوانين موضوعه/پایان نامه درمورد تعیین قیم

كودك در قوانين موضوعه

با تصويب قانون مدني در سال 1314، مقنن بدون توجه به سن بلوغ، هجده سال را به عنوان اماره‌اي براي رشد اشخاص در امور مدني قرار داد. در ماده 1209 ق.م. آن چنين مقرر داشته بود: «هر كس كه داراي هجده سال تمام نباشد در حكم غير رشيد است. معذلك در صورتي كه بعد از 15 سال تمام، رشد كسي ثابت شود، از تحت قيمومت خارج مي‌شود». همچنين قانون راجع به رشد متعاملين مصوب 1313 با تاكيد بر سن هجده سال به عنوان سن رشد معاملي، محاكم عدليه، ادارات دولتي و دفاتر اسناد رسمي را مكلف نمود در مورد كليه معاملات، عقود و ايقاعات كساني را كه به سن هجده سال تمام شمسي نرسيده‌اند، اعم از ذكور و اناث، غيررشيد بشناسد مگر آن كه رشد آنها قبل از معامله مدعي‌العموم در محكمه ثابت شده باشد.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي، مقنن با تأسي از نظر مشهور فقهاي اماميه با اصلاح ماده1210 ق.م. سن بلوغ را در دختران و پسران به ترتيب 9 سال و 15 سال تمام قمري قرار داد و بدون توجه به ظهور علائم بلوغ در دختر و پسري در اين سن، آنان را در امور غيرمالي خويش از جمله ازدواج، داراي اهليت شناخت، اما دخالت در امور مالي را منوط به احراز رشد فرد در محكمه نمود؛ بدون اين كه سني را به عنوان اماره رشد قرار دهد. مطابق تبصره 2 ماده 1210 ق.م. اموال صغيري را كه بالغ شده است در صورتي مي‌توان به وي داد كه رشدش ثابت شده باشد. لازم به ذكر است، صدر ماده 1210 ق.م. با تبصره‌هاي آن در تعارض بود، مطابق صدر ماده هيچ‌كس را نمي‌توان بعد از رسيدن به سن بلوغ به عنوان جنون يا عدم رشد محجور نمود، مگر آن كه عدم رشد يا جنون وي ثابت شود.  در راستاي رفع اين تعارض، ديوان عالي كشور طي راي وحدت رويه شماره30 مورخ 3/10/1364 ماده 1210 ق.م. را ناظر به دخالت افراد بالغ در هر نوع امور مربوط به خود تفسير كرد مگر در امور مالي كه به حكم تبصره 2 ماده مرقوم، مستلزم اثبات رشد است. به عبارت ديگر صغير پس از رسيدن به سن بلوغ و اثبات رشد مي‌تواند نسبت به اموالي كه از طريق انتقالات عهدي يا قهري قبل از بلوغ، مالك شده مستقلاً تصرف و مدخله نمايد و قبل از اثبات رشد از اين نوع مداخله ممنوع است. بر اين اساس نصب قيم به منظور اداره امور مالي و استيفاء حقوق ناشي از آن براي افراد فاقد ولّي خاص پس از رسيدن به سن بلوغ و قبل از اثبات رشد ضروري است.

اگرچه تعارض تبصره و صدر ماده 1210 ق.م. بدين گونه رفع شد؛ اما عدم تعيين سن خاص به عنوان اماره رشد موجب گرديد هر كس كه مكلف به اثبات رشد در محكمه شود، تا اثبات رشد اشخاص در محكمه از پذيرفتن دخالت آنان در امور مالي خود معذور هستند، چنين الزامي غيرمنطقي است و موجب كثرت دعاوي و بار كردن تكليفي شاق بر اشخاص مي‌شود (ر.ك. ممدوحي، ماده 1210 ق.م. و تبصره‌هاي آن چه مي‌گويند، ماهنامه كانون سردفتران و دفترياران، سال ؟، ش22). اگرچه قانونگذار در رفع اين مشكل تدبيري ننموده اما رويه قضايي با استعانت از قانون راجع به رشد متعاملين، سن هجده سال را همچنان به عنوان اماره رشد پذيرفت.[1]

در حال حاضر اصل بر رشيد بودن اشخاصي است كه به سن هجده سال تمام شمسي رسيده‌اند مگر اين كه حجر (سفه يا جنون) آنان در محكمه به اثبات برسد.

[1] – الزام كليه افراد به اخذ گواهي رشد مدنظر قانونگذار نبوده بلكه تسامح در بيان شده است و حقوقدانان حذف ماده 1209 ق.م. را دلالت بر قبح مقررات مواد 979 و 977 قانون مدني و مقررات مشابه نمي‌دانند زيرا معتقدند آن چه حذف شده ماده 1209ق.م. است نه حكم خاص اماره بودن سن هجده سال تمام براي رشد (محمدزاده، سال؟ اهليت در حقوق مدني، ماهنامه، كانون سردفتران و دفتر ياران، ص26).

 

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

حضانت و تعیین قیم

مشخصات سد دز:-پایان نامه بهره ­برداري از سد

حوضه آبريز دز بخشي از ارتفاعات زاگرس مياني را دربر مي‌گيرد و از لحاظ تقسيم‌بندي كلي هيدرولوژي ايران، جزئي از حوضه آبريز خليج‌فارس مي‌باشد. اين حوضه در محدوده بين ¢35,°32 تا ¢07,°34 عرض جغرافيايي شمالي و ¢20,°48 تا ¢20,°50 طول جغرافيايي شرقي در جنوب غربي ايران، و در استان‌های اصفهان، خوزستان، لرستان، مرکزی، همدان و چهارمحال‌بختیاری واقع شده است. حوضه دز از غرب به حوضه كرخه از شمال به حوضه قره‌چاي و زاينده‌رود و از شرق و جنوب به حوضه كارون محدود است. آب رودخانه دز از ارتفاعات اشترانکوه– قالی کوه و بخشی از سلسله جبال زاگرس سرچشمه گرفته و از دو شاخه اصلي به نام سزار وبختياري تشكيل مي‌شود اين دو شاخه پس از به هم پيوستن در محل تنگ پنج، رودخانه دز را تشكيل مي‌دهند. شيب متوسط رودخانه درطول آن متفاوت بوده و از 20-7 در هزار نيز مي‌رسد. همچنین سرشاخه‌های فرعی آن را رودخانه‌های بختیاری – تیره – ماربوده الیگودز مکن دان و سرخاب کشور تشکیل می‌دهند. رودخانه سزار درشمالي‌ترين قسمت حوضه مورد نظر در جريان است و از سه شاخه ماربره،تيره و سبزه تشكيل شده است.

جمعاً‌ 23 ايستگاه هيدرومتري با طول دوره آماري مختلف بر روي رودخانه‌هاي سزار، بختياري و دز در بالادست درياچه سد دز موجود مي‌باشد. از اين تعداد 18 ايستگاه هيدرومتري روي رودخانه سزار، چهار ایستگاه روي رودخانه بختياري تا محل تنگ‌پنج و ايستگاه هيدرومتري تله‌زنگ روي رودخانه دز قبل از ورود به درياچه سد احداث شده است. شكل 3- 1حوضه آبریز سد دز، ساختگاه آن و ایستگاه هیدرومتری تله زنگ را نشان مي‌دهد.

سد دز بر روی رودخانه دز در 23 کیلومتری شمال شرقی شهرستان اندیمشک احداث گردیده است، با احداث سد دز، دریاچه‌ایی به طول 65 کیلومتر به وجود آمده که حدود 3 میلیارد متر مکعب آب را در خود جای داده است. این سد اولین سد از مجموعه سدهای چندمنظوره می‌باشد که در اسفند ماه 1341 مورد بهره‌برداری قرار گرفته است.

هدف اصلی از احداث سد دز تأمین نیازهای آبیاری پایین دست، تولید برق و کنترل سیلاب می‌باشد. به منظور کنترل سیلاب‌ها دو تونل سرریز در ضلع شرقی دریاچه و با فاصله‌ی کمی از بدنه سد ساخته شده است که قطر تونل تخلیه شماره یک 14 متر و قطر تونل شماره دو 6/12 متر می‌باشد که هر یک از آن‌ها قادر به تخلیه 3000 متر مکعب آب در ثانیه می‌باشند، همچنین دو تونل آبگیری اصلی در ضلع غربی دریاچه ایجاد شده که هر یک به انشعاباتی با قطر کمتر تقسیم گردیده که توسط آنها آب پـشت دریاچه به تونل‌ها می‌رسد. حداکثر آب خروجی هر یک از تونل‌های آبگیری اصلی برابر با 240 مترمکعب در ثانیه است. در وسط بدنه سد در ارتفاع 7/222 متری از سطح دریا سه دریچه آبیاری مخروطی شکل به منظور آبیاری حدود 920000 هکتار زمین‌های کشاورزی و نیز کنترل سیلاب‌ها وجود دارد. حداکثر خروجی هر یک از این دریچه‌های آبیاری 60 مترمکعب در ثانیه می‌باشد.

تعداد 8 واحد ژنراتور هر یک به قدرت 65 مگاوات در نیروگاه سد دز وجود دارد و کل ظرفیت نصب موجود نیروگاه 520 مگاوات است. کلیدخانه که در ارتفاع 5/577 متری از سطح دریا واقع شده است شامل کلیدهای قدرت از نوع روغنی – گازی و کلیدهای هوایی شمش‌های اصلی و فرعی و دیگر تجهیزات لازم برای ولتاژ 230 کیلو ولت است. اتاق کنترل در ضلع غربی دره نزدیک به بدنه سد در ارتفاع 225 متری از سطح دریا قرار گرفته است. مجموع طول جاده های تونلی منتهی به اتاق فرمان و نیروگاه 5/6 کیلومتر است.

در جدول (3-1) خلاصه مشخصات سد دز ارائه گردیده است.

جدول 3-1 – خلاصه مشخصات سد دز، نیروگاه، خطوط انتقال نیرو و سایر قسمت های طرح

مشخصات سد دز
نوع سد بتونی دو قوسی
ارتفاع سد 203 متر
ارتفاع سد از سطح دریا 354 متر
ارتفاع پی از سطح دریا 151 متر
طول تاج 212 متر
ضخامت بدنه سد در پایین 27 متر
ضخامت بدنه سد در بالا 5/4 متر
ارتفاع دریچه ها در بدنه سد 71 متر
حفاری انجام شده 000،670 متر مکعب
بتن مصرف شده در ساختمان سد 000،480 متر مکعب
بتن مصرف شده در عملیات 000،125 متر مکعب
مشخصات نیروگاه
نوع توربین فرانسیس عمودی
سرعت چرخش دوربین 250 دور در دقیق
قدرت ژنراتور 65 مگا وات
تعداد واحد ها 8 واحد
ظرفیت ترانسفورماتور 84000 کیلو ولت آمپر
نسبت تبدیل ترانسفورماتور 8/13 به 230 کیلو ولت
خطوط انتقال نیرو
2 خط 230 کیلوولت دز به اهواز – 159 کیلومتر
2 خط 230 کیلوولت دز به اندیمشک – 20 کیلومتر
سایر اطلاعات
رقوم نرمال 352 متر از سطح دریا
حداقل ارتفاع موثر در تولید انرژی 290 متر از سطح دریا
حوضه آبریز رودخانه دز 225،000 کیلومتر مربع
حوضه آبریز سد 17،000 کیلومتر مربع
اراضی آبخور سد 125،000کیلومتر مربع
شروع بتن‌ریزی مهر ماه 1340
پایان بتن‌ریزی آذر ماه 1341

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسي اثرات تغییر اقلیم بر منحني فرمان بهره ­برداري سدها (مطالعه ی موردی سد دز)

پایان نامه حماسه در شعر/:موضوع حماسه

اغراق:

حماسه سرایان حتماً در شعر حماسی اغراق را به کار می‌برند. چون پهلوانان دارای اعمال خارق العاده هستند، به همین جهت شعر با غلو و اغراق همراه می‌شوند:

«کـه گـفتت برو دست رستم ببند                          نـبندد مــرا دست چــرخ بـلند

«به گرز گران دست برد اشکبوس                          زمین آهـنین شد سـپـهر آبنوس

(فردوسی)

منوچهر آتشی در وصف اسب سفید وحشی می‌گوید: «اسب سفید وحشی/ سیلاب دره‌ها/ بسیار از فراز که غلتیده در نشیب/ رم داده پر شکوه گوزنان/ بسیار در نشیب که بگسسته از فراز/ تا رانده پر غرور پلنگان»

(آتشی، 1386: 26).

 

ب) واج آرایی:

مهدی اخوان ثالث با بهره گیری از همین آرایه‌ی ادبی به خوبی توانسته است عمق سرمای زمستان را به تصویر بکشد: «…… که سرما سخت سوزان است» (حقوقی، 1379: 99).

 

ج) رجز خوانی:

حماسه همواره با رجزخوانی توأم است و شاعر بیت‌هایی از زبان پهلوانان یا حتی توده‌ی عامه‌ی مردم به عنوان رجز بر زبان جاری می‌کند. «من با خدایان می‌ستیزم» (آتشی، 1386 :24).

بیان تصویری: شاعر با توصیف صحنه‌های نبرد یا رویدادهای دیگر در پی نشان دادن تصویر مناسب است. مثلاً در این شعر «…..اگر دست محبت سوی کس یازی/ به اکراه آورد دست از بغل بیرون/ که سرما سخت سوزان است….» (حقوقی، 1379: 100) خواننده‌ی شعر حالت شخصی را که با اکراه دست خود را از بغل بیرون می‌آورد مجسم می‌کند.

کنایه: مرده بودن شمشیر در این بیت آتشی:

«با راکــب شکسته دل امـا نمانده هیچ                    نه ترکش و نه خفتان، شمشیر مرده است»

(آتشی، 1386: 27).

 

رمزی بودن حماسه:

زبان حماسه در ورای داستان‌ها، به زبان اشاره سخن خود را بیان می‌نماید. به قول حافظ: «آن کس است اهل بشارت که اشارت داند» البته این نیز از محاسن منظومه‌های حماسی مانند شاهنامه می‌باشد که «صورتی در زیر دارد آن چه در بالا دستی» خلاصه اینکه ماوقع صورتی رمزی دارد. «فردوسی به خوانندگان خود می‌گوید که بسیاری از داستان‌هایش جنبه‌ی رمزی دارد یعنی با منطق متعارف سازگار نیست:

تو این را دروغ و فسانه مدان به                           رنــگ فـســون و بـهـانـه مدان

از او هرچه اندر  خورد با خـرد                           دگــر بر ره رمــز و مـعنـی برد»

(شمیسا، 1376: 50)

 

2- موضوع حماسه:

  • حماسه‌ی اساطیری: قدیمی‌ترین و اصیل‌ترین نوع حماسی است. این گونه حماسه مربوط به دوران ماقبل تاریخ است و بر مبنای اساطیر شکل گرفته است. مثل حماسه‌ی سومری گیل گمش و بخش اول شاهنامه فردوسی (تا داستان فریدون) «در این قسمت شاهنامه از اوایل سخن رفته است و مثلاً گفته شده است اول کسی که گرمابه ساخت یا نوشتن آموخت که بوده است» (همان: 52).
  • حماسه‌ی پهلوانی: که در آن از زندگی پهلوانان سخن به میان آمده است و بخش شورانگیز شاهنامه فردوسی از ظهور رستم تا خارج شدن وی از صحنه شاهنامه از آن نمونه است.
  • حماسه‌ی دینی یا مذهبی: قهرمان اصلی این گونه حماسه‌ها یکی از رجال مذهبی است و ساخت داستان بر مبنای اصول یکی از مذاهب است، مثل كمدي الهی دانته، خاوران نامه ابن حسام.
  • حماسه‌ی عرفانی: در ادبیات فارسی فراوان می‌باشد. در این حماسه‌ها قهرمانان به سیر و سلوک مخاطره آمیز در جاده‌ی طریقت می‌پردازند و بعد از شکست دیو نفس به پیروزی که همان فناء فی الله است، دست می‌یابد. مانند حماسه حلاج در تذکرة اولیاء یک حماسه عرفانی است با این تفاوت که تمثیلی سروده شده است.

 

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

حماسه و اسطوره در شعر مهدی اخوان ثالث و منوچهر آتشی

پایان نامه برنامه‌ریزی لجستیک - تأثیرات فجایع بر ملت‌ها

  • تأثیرات فجایع بر ملت‌ها

فجایع با تلفات و ویرانی‌های انبوه شناخته شده‌اند. در قدیم، به‌دلیل کمبود برنامه‌ریزی از پیش تعیین‌شده و ظرفیت‌های محدود جوامع در پاسخ‌گویی به رویدادهای فاجعه‌بار در دامنه‌ی وسیع، فاجعه می‌توانست تا از میان بردن کل جامعه به پیش برود (فوران فاجعه‌بار آتشفشان وزوو[1] شهر پمپی[2] را دفن کرد). هنوز فجایع تلفات و خسارت‌های بسیاری را به دلیل اقدامات پیش‌گیرانه غیرموثر، آمادگی ناکامل و سیستم‌های لجستیک نجات ضعیف، به بار می‌آورند.

کمی‌سازی اثرات فجایع، درک ما را از تأثیرات غیر‌قابل جبران فجایع افزایش می‌دهد (جدول‌های 2-1،2-2 و2-3). عامل‌های اولیه‌ای که در تحلیل هر فاجعه باید در‌نظر‌گرفته‌شوند، معمولاً تعداد تلفات انسانی و مردم آواره هستند. جدول 2-1 آمار فاجعه را در چهار کشور چین، هند، ایران و ایالات متحده نشان‌می‌دهد. در دوره بیست‌وهشت ساله در نظر گرفته‌شده، 376000 نفر، تنها در این چهار کشور کشته شده‌اند. بر اساس داده‌های آماری قرن بیستم، بیش از سه و نیم میلیون نفر تحت تأثیر بلایای طبیعی مانند سیلاب‌ها، زلزله‌ها و فوران آتشفشان (قحطی در این جمع محاسبه نشده‌است) کشته شده‌اند[15]. تخمین‌زده می‌شود که پانزده میلیون نفر در اثر فجایع در هزاره دوم جان خود را از دست داده‌اند[16].

سایر عامل‌های مهم در تحلیل فاجعه هزینه عملیات نجات و آسیب اقتصادی فجایع هستند. در یک دهه‌ی اخیر، پول زیادی بر اثر فجایع از بین رفت یا هزینه شد. در سال 2003، در حدود شش بیلیون دلار در عملیات نجات بشر در سراسر جهان خرج شد. در بیست‌و‌دوم مارچ سال 2005، 4/6 بیلیون دلار، تنها برای پاسخ به سونامی هزینه شده‌ است[17]. جدول 2-2 ضرر اقتصادی ایجادشده از وقوع بلایای طبیعی و جدول 2-3 ضرر اقتصادی ناشی از فجایع ساخت بشر را نشان می‌دهند. فجایع طبیعی نزدیک به 1200 بیلیون دلار خسارت و ضرر اقتصادی را در سال‌های 1991-2005 تحمیل کرده‌اند [13]. برای مثال، بسیاری از بخش‌های اقتصادی کشورهای آسیایی شامل ماهی‌گیری، کشاورزی، دام‌داری، توریست و شغل‌های کوچک به شدت در اثر سونامی سال 2004 ضربه خوردند [18]. تنها در ایالات متحده ضربه اقتصادی بیش از 483 بیلیون دلار در اثر 601 فاجعه در سال‌های 1980-2008 گزارش شده‌است. جدول 2-4 نتایج برخی از رایج‌ترین بلایای طبیعی را خلاصه ‌می‌کند. یک تحلیل کوتاه این جدول نشان‌می‌دهد که علاوه بر تلفات و از‌بین‌رفتن خانه‌ها و زیر‌ساخت‌ها، فاجعه‌ها هم‌چنین می‌توانند به تخریب‌های اجتماعی-اقتصادی مانند بی‌کاری، مهاجرت، توقف تجارت روزانه و فعالیت‌های صنعتی منجر شوند. لذا طراحی اقدامات پیش‌گیرانه و برنامه‌های بهبودبخش ضروری هستند.

جدول2-1- خسارت‌های ناشی از فجایع در چهار کشور در طی سال‌های 1980 الی 2008 [12] .

چین هند ایران ایالات متحده  
533 395 138 601 تعداد رویدادها
147204 139393 77984 12030 تعداد افراد کشته شده
5076 4807 2689 415 میانگین تعداد افراد کشته شده در هر سال
2500735703 1506794703 42657823 24482933 تعداد افراد آسیب دیده
86232266 51958439 1470959 844239 میانگین تعداد افراد آسیب دیده در هر سال
230947214 45184830 21374696 483481510 ضررهای اقتصادی (هزار دلار امریکا)
7963697 1558098 737058 16671776 ضررهای اقتصادی در هر سال (هزار دلار امریکا)

 

[1] Vesuvius

[2] Pompeii

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

یک مدل فازی چندهدفی برای برنامه‌ریزی لجستیک عملیات امداد رسانی به نواحی آسیب‌دیده

معیارهای اطلاعاتی آکائیک :پایان نامه نوسانات سهام

معیارهای اطلاعاتی آکائیک و شوارتز

چندین معیار اطلاعاتی به منظور تعیین مرتبه p یک فرآیند AR وجود دارد که تمامی آنها مبتنی بر درستنمایی می باشند. به عنوان مثال، معیار اطلاعاتی آکائیک[1] (1973) به صورت زیر می باشد:

(2-1)                                              (تعداد پارامترها)  + (درستنمایی ) ln  = AIC

که تابع درستنمایی در آن به تخمین حداکثر درستنمایی ارزیابی می شود و T اندازه نمونه می باشد.

برای یک مدل AR(l) گاوسین، AIC به شکل زیر خواهد بود:

که  تخمین حداکثر درستنمایی واریانس  یعنی  می باشد. اولین جزء در معیار AIC ، میزان تناسب یا برازندگی مدل AR(l) را بر روی داده ها اندازه می گیرد و جزء دوم ، تابع جریمه معیار نامیده می شود. توابع جریمه متفاوت، منجر به نتایج متفاوتی در معیارهای اطلاعاتی می شوند.

معیار متداول دیگر، معیار اطلاعاتی بیزین (شوارتز)[2] می باشد که برای یک مدل AR(l) گاوسین[3] به صورت زیر می باشد:

جریمه هر پارامتر مورد استفاده در معیار AIC برابر با 2 و در معیار BIC برابر با ln(T) می باشد. بنابراین در معیار BIC تمایل به انتخاب یک مدل AR با مرتبه پایین تر برای نمونه های متوسط یا بزرگ می باشد. در عمل به هنگام استفاده از معیار AIC برای انتخاب یک مدل AR ، ابتدا AIC(l) را برای مقادیر l=0,…,p محاسبه می کنیم ( p یک عدد صحیح مثبت از پیش تعیین شده می باشد). سپس مرتبه k را با توجه به کمترین مقدار بدست آمده برای AIC انتخاب می کنیم. ( تي سي، 2005، ص41-42)

 

2-3-5. روش باکس- جینز

به منظور تشخیص این موضوع که یک سری زمانی از کدام یک از فرآیندهای AR ، MA ، ARMA و یا ARIMA برخوردار می باشد و در صورت مشخص بودن نوع فرآیند، مقادیر p ,q و یا d مربوطه کدام می باشند از این روش استفاده می شود.

روش باکس-جینز مشتمل بر چهار گام زیر می باشد:

گام اول: تعیین مقادیر مناسب برای p, q و d

گام دوم: تخمین پارامترهای اجزاء MA و AR در مدل.

گام سوم: آزمون مدل برای این منظور که آیا مدل ARIMA انتخابی به طور مناسب بر روی داده ها برازش شده است یا اینکه باید در جستجوی مدل ARIMA مناسب دیگری بود. در صورت مثبت بودن پاسخ، مدل وارد گام چهارم می شود.

گام چهارم: بررسی قابلیت پیش بینی مدل انتخابی. ( گجراتي، 2004، ص840-841)

 

2-3-6. تبدیلات

در برخی موارد نیاز به ایجاد تغییر در داده ها به عنوان مثال، از طریق استفاده از لگاریتم و یا جذر گرفتن می باشد. سه دلیل عمده برای این کار عبارتند از:

  • تثبیت واریانس

اگر در یک سری، روند وجود داشته باشد و واریانس با میانگین در حال افزایش باشد در این صورت، انجام تبدیل توصیه می گردد. بویژه اگر انحراف معیار مستقیما نسبتی از میانگین را تشکیل داده باشد، در این صورت استفاده از یک تبدیل لگاریتمی توصیه می شود.

  • جمع پذیر نمودن اثر فصلی

اگر در یک سری رونددار، میزان اثر فصلی با میانگین در حال افزایش باشد در این صورت با استفاده از تبدیل داده ها می توان اثر فصلی را از سالی به سالی دیگر تثبیت نمود. در این صورت گفته می شود که اثر فصلی جمع شونده می باشد. اگر میزان اثر فصلی به طور مستقیم نسبتی از میانگین باشد در این صورت اثر فصلی ضرب شونده خواهد بود و برای تبدیل آن به اثری جمع شونده، نیاز به انجام یک تبدیل لگاریتمی می باشد. این تبدیل تنها در صورتی به تثبیت واریانس می انجامد که جزء اخلال نیز ضرب شونده باشد.

  • نرمال ساختن داده ها

مدل سازی و پیش بینی معمولا بر پایه این فرض که توزیع داده ها نرمال می باشد صورت می گیرد. در عمل، ضرورتا این حالت وجود ندارد. به عنوان مثال ممکن است که در یک مقطع زمانی، بواسطه وجود جهش هایی که همگی در یک جهت ( بالا یا پایین) قرار دارند

[1] . Akaike information criterion

[2] . (Schwarz) Bayesian information criterion

[3] . Gaussian

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

ارزیابی نوسانات قیمت سهام با استفاده از شبیه سازی مونت کارلو

پایان نامه درباره انحلال قرارداد/:جایگاه تعهد در زندگی

جایگاه تعهد در زندگی اجتماعی

نگاهی اجمالی به آن چه در اجتماع می­گذرد به خوبی نشان می­دهد که تا چه اندازه در اطراف ما دین و حق وجود دارد چندان که می­توان گفت ما درون تارهایی از تعهدها که به دور خود تنیده­ایم، زندگی می­کنیم. هر قراردادی که می­بندیم، هر خریدی که می­کنیم، به هر مسافرتی که می­رویم، هر کارگری که استخدام می­کنیم و… با خود توده­ای از تعهدات گوناگون را به سود و زیان ما همراه دارد.

از طرفی زندگی اجتماعی هر چه پیچیده­تر شود و هر اندازه که دخالت دولت در امور اقتصادی فزونی یابد، بر شمار تعهدهای ناخواسته­ای که بر ما تحمیل می­شود افزوده خواهد شد: در هر تصادم رانندگی، یک یا چند تن متعهد به جبران خسارت دیگران می­گردند؛ کوچکترین بی احتیاطی ما یا فرزندانمان ، هر گاه به ورود خسارتی منتهی شود، برایمان ایجاد مسئولیت می­کند؛ در روابط با همسایگان خود ملتزم به انجام دادن پاره­ای از کارها و خودداری از بسیاری از کارهای دیگر هستیم و… لذا جایی برای شبهه در اهمیت و نقش تعهد در زندگی اجتماعی کنونی برای کسی باقی نمی­ماند.

ج ـ اوصاف تعهد

برای تعهد مورد بحث ما چند وصف اصلی قابل ذکر است که در ذیل می آید:

1 ـ رابطه حقوقی بودن: حق دینی یا تعهد، رابطه حقوقی بین اشخاص است زیرا به طور مرسوم، دین همراه با ضمانت اجرائی است که به طلبکار حق رجوع به دادگاه یا سایر مقامات عمومی را برای اجبار مدیون می­دهد؛ وهمین ضمانت اجرا ، وجه تمایز دیون حقوقی از تعهدات اخلاقی است.[1]

2 ـ الزامی بودن: در مفهوم «تعهد»، الزام و تكليف نهفته است، از اين رو است كه با در اختيار داشتن قابل جمع نيست. الزام آور بودن تعهد، در دیون ناشی از مسئولیت های مدنی و عقود لازم بدیهی و مشهود است. لیکن، در عقود جایز با این اشکال روبروست که وقتی مدیون اختیار دارد که با فسخ عقد، خود را از بار تعهد ناشی از آن برهاند، چگونه می توان ادعا کرد که تعهد الزام آور است و ایجاد تکلیف می­کند؟

برای رفع این اشکال، باید توجه داشت که در تعهدهای قراردادی منبع مستقیم تعهد، توافق دو طرف آن است. تعهد اثر عقد است و عقد سبب ایجادآن. پس، هر اندازه که در تمایز بین عقد و تعهد پافشاری شود، نمی توان انکار کرد که تعهد نیز، مانند هر معلولی، تابع علت خویش است و در حدود مفاد عقد و تا زمانی که توافق وجود دارد ایجاد الزام می کند. ولی، این تابعیت با الزام آور بودن تعهد منافات ندارد.[2] براي مثال مي­توان عقد وكالت را نام برد كه از عقود جايز مي­باشد ولي مادام كه پابرجاست طرفين بايد به تعهدات خود که ناشي از همين عقد جايز است، احترام بگذارند و از انجام آن تعهدات شانه خالي نكنند.

3 ـ شخصی بودن: در حقوق ایران شخصی بودن رابطه دینی از اوصاف تعهد است و همین وصف، آن را از حقوق عینی متمایز می سازد. صاحب حق را به  اعتبار اینکه می تواند امری ر ا از دیگری مطالبه کند، طلبکار یا دائن می­نامند و شخصی را که در برابر دیگری ملتزم به انجام دادن امری است، متعهد یا مدیون می­گویند.

4 ـ نسبی بودن: از سویی دیگر حق دینی، بر خلاف حق عینی که همه را ناگزیر به احترام و رعایت آن می کند، نسبی است؛ لذا طلبکار ، تنها به شخص معینی که در برابر او ملتزم شده است حق رجوع دارد و نمی تواند موضوع تعهد را از دیگران بخواهد.[3]

5 ـ التزام مالی: تعهد مورد بحث ما، التزام مالی است؛ گرچه به معنی عام کلمه تعهد شکل حقوقی تمام روابط انسانی را در بر می­گیرد ولی روابط حقوقی درباره اموال مورد نظر ما می­باشد و حقوقدانان نیز به چهره اقتصادی تعهد می­پردازند و آن را در زمره اموال می­آورند.[4]

[1] ـ همان، ص63

 [2]ـ همان، ص67

[3] ـ همان، ص66

[4] ـ همان، ص68.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

پایان نامه مفهوم انحلال قرارداد و مبانی قراردادی و قهری

اقسام خیارات/:پایان نامه فسخ قرارداد

اقسام خیارات

خیار از حیث لغت، اسم مصدر برای اختیار است. از این رو نتیجه اختیار، خیار است. در حقیقت خیار در لغت به معنی دل نهادن بر چیزی به اختیار خود. از لحاظ اصطلاحی معنای خیار با معنای لغوی آن متفاوت است که از همین رو باعث اختلافاتی در بین فقها شده است که البته تعریف مناسب آن (الخیار ملک فسخ العقد) است که تعریفی موجز و گویا از فخرالمحققین است که مورد اتباع سایر فقها واقع شده است. بنابراین مراد از اینکه خیار ملک فسخ عقد است اشاره به این موضوع دارد که انسان مسلط بر، بر هم زدن آن میباشد(زنجانی،1390، ص 123)[1] اما این معنی از خیار مورد خدشه قرار گرفته و گفته شده که خیار صرف توانایی فسخ عقد نیست بلکه توانایی فسخ و ابقای عقد میباشد. بدین معنا که نه تنها فسخ عقد نیاز به اراده صاحب حق یعنی ذی خیار دارد، بلکه ابقای عقد و عدم فسخ آن نیز محتاج اراده وی است. باید توجه کنیم که این معنا دقیقتر و صحیحتر است، زیرا بقای عقد به صرف عدم فسخ حاصل نمیشود بلکه عدم فسخ، میتواند ابقای عقد باشد که با آگاهی از وجود خیار و تصمیم به تایید آن شود(بشیر،1389، ص 79)[2] در جایی دیگر و در تعریفی دیگر از خیار آمده است که خیار عبارتست از اختیاریکه برای یکی از متبایعین یا هر دو و یا شخص ثالثی نسبت به فسخ معامله ای موجود باشد. حائری در کتاب شرحی بر قانون مدنی در ص 144، خیار را این گونه تعریف کرده است. خیار اسم مصدر است و مصدر آن اختیار است و عده ای از فقها آن را سلطنت بر عقد یعنی سلطنت یکی از متعاقدین یا هر دو بر فسخ تعبیر میکنند و شامل سلطنت بر فسخ در عقود لازمه و جایز هر دو خواهد بود. در ماده 188 قانون مدنی نیز تعریف خیار چنین آمده است. عقد خیاری آنست که برای طرفین یا یکی از آنها یا برای ثالثی اختیار فسخ باشد(مشیر ،1340، ص 135)[3] خیار با توجه به نوع عقدی که در آن مطرح شده میتواند مالی و یا غیر مالی باشد. چنانچه در عقد نکاح، فسخ مطرح است طرف مقابل باتوجه به قوانین مطرح شده در مواد 1122و 1223، حق فسخ و یا ابقای عقد نکاح را خواهد داشت و این مثالی برای حق فسخ غیر مالی است بنابراین صحیح تر آن است که گفته شود خیارات بر حسب نوع عقدی که در آن مطرح شده اند میتوانند مالی یا غیر مالی باشند. اما چون این حق از قواعد امری نبوده و صرفا جهت حمایت یکی از طرفین برقرار گشته است لذا قابلیت انتقال و اسقاط را دارد. از لحاظ ایجاد نیز خیارات را میتوان به دودسته طبقه بندی کرد. دسته اول خیاراتی است که به موجب عقد یا از لحظه ایجاد عقد متولد میشوند، فارغ از اینکه طرفین به وجود آن آگاه باشند یا جاهل. در برابر دسته دوم از خیارات، آن هایی است که در زمان ایجاد عقد به وجود نمی آیند، بلکه بعد از آن و در زمان اجرای عقد و با حصول شرایط معین به وجود می آیند. (قاسم زاده ،1385، ص 252)[4] در ادامه باید اشاره کنیم که خیارات به علل مختلفی ممکن است زوال پیدا کنند که این علل را به دو دسته قهری و ارادی میتوان تقسیم نمود. (بشیر، 1389)[5] با این تفاسیر از معنای لغوی خیار به سراغ معرفی انواع خیارات میرویم. در ابتدا شایان ذکر است که خیاراتی که بر عقد بیع متعلق میشوند بنا به قولی چهارده و بنا به قولی دیگر 11 قسم میباشند ولی در قانون مدنی خیارات به ده قسم آورده شده است در ادامه آنچه در قانون مدنی آمده را ارائه میکنیم.

[1] عمید زنجانی،عباس علی؛ احمد زاده،ابو الفضل ، حقوق :: فقه و مبانی حقوق اسلامی :: تابستان 1390سال چهل و چهارم، شماره 1علمیپژوهشی از ص  117 تا 130

[2] عبادی بشیر،  سقوط خیارات ، نشریه مقصود حقوق، اسفند 1389شماره 114 از 76  تا 88

[3] مشیر،سید مرتضی، 1340، تحت عنوان انواع بیع و خیارات ، نشریه حقوق :: کانون وکلا :: مرداد و شهریور و مهر و آبان 1340شماره 77 از 130-143

[4] قاسم زاده سید مرتضی اصول قراردادها و تعهدات نشر دادگستری چ2 تهران 1385 ص 252

[5] عبادی بشیر،  سقوط خیارات ، نشریه مقصود حقوق، اسفند 1389شماره 114

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

حق فسخ قرارداد در مقررات قانون مدنی ایران و بررسی مقررات تجارت بین الملل در این رابطه

پایان نامه وامهای خوداشتغالی/:تحصیلات و توسعه خود اشتغالی

نقش تحصیلات در توسعه خود اشتغالی

تحصیلات و سواد، می تواند نقش بسزایی در موفقیت برنامه های خود اشتغالی به همراه داشته باشد به طوری که در برخی از مدارس در کشورهای مختلف موضوع کارآفرینی و کار به عنوان یک واحد درسی مدنظر است و حتی در برخی از موارد، مؤسسه هایی هستندکه مبادرت به آموزش کارآفرینی می کنند و عمده اهداف آنها تشویق به کارآفرینی و آموزش خود اشتغالی است، البته این مسأله، بیشتر در دبیرستان ها انجام می شود و در دانشگاه ها و کالج ها موضوع با وسعت بیشتری دنبال می شود مانند مهارت تخصصی، مدیریت شخصی، برنامه ریزی شخصی. به طور کلی، کارآفرینان و کارفرمایانی که دارای واحدهای کسب و کار کوچک هستند برای برنامه های خود اشتغالی و توسعه آن، مناسب تر از بیکارانی هستند که از واقعیت فرار می کنند. موضوع دیگری که باعث رایج شدن کسب و کارهای کوچک می شود، ارتباط تحصیلات و تخصص با خود اشتغالی و کسب و کار های کوچک است، به طوری که دانشجویان و فارغ التحصیلان قبل از ورود به بازار کار با مقوله کارآفرینی و بنگاه ها و کسب و کار های کوچک آشنایی پیدا می کنند.( ازوجی، 1389، 6).

در ادبیات خود اشتغالی برای کسب مهارت سه نوع آموزش مورد نیاز است.

ــ مهارت یافتن در کار آفرینی و کار برای خود که در اصل، استفاده از فرصت هاست.

ــ مهارت برای توسعه کسب و کار بنگاه کوچک که به یادگیری چگونگی پرورش ایده کسب و کار می پردازد.

ــ مهارت در ارتباط با مدیریت کسب و کار و بنگاه های کوچک.

بسیاری از کار آفرینان برای شروع کار نیاز به منابع مالی دارند که عمده منابع مالی برای کسب و کارهای کوچک عبارت اند از: وام های بدون عوض، وام های بانکی متعارف و وجود شبکه های پشتیبانی مالی( همان منبع، 7 ).

سطح سواد شخص وام گیرنده بسیار مهم است و اینکه سطح سواد فرد در حد ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان یا دانشگاه باشد اثر آن بر روی تقاضا برای وام بسیار مهم است. ارتباط مثبتی بین درآمد بالا و سطح سواد افراد وام گیرنده می باشد، زیرا سواد مهارت افراد را افزایش می دهد و استفاده بهتر از سرمایه و افزایش تولیدات کشاورزی را در پی دارد و افراد با سواد بهتر می توانند برای محصولات کشاورزی خود بازار های مناسب پیدا کنند در واقع در تجارت محصولات کشاورزی موفق تر می باشند(Weng, 2008, 47). شاه آبادی و خاتمی در مقاله خود با عنوان بررسی عوامل مؤثر بر خود اشتغالی در اقتصاد ایران به این نتیجه رسیده است که نرخ با سوادی کشور نیز از جمله متغیر های معنادار و علامت آن مثبت می باشد، مثبت بودن ضریب این متغیر بدان معناست که هر چه سطح تحصیلات و سواد افراد افزایش می یابد گرایش افراد به خود اشتغالی بیشتر می شود(شاه آبادی و خاتمی ، 1392، 107 ـ 106).

بلانچ فلاور به بررسی خود اشتغالی در کشور های OECD  طی سالهای 1995 ـ 1955 می پردازد و بیان می دارد، گرایش کلی به خود اشتغالی در سالهای پس از 1966 در بسیاری از کشورهای مورد مطالعه کاهش یافته در حالی که در کشورهای پرتغال، زلاندنو و انگلستان این تمایل افزایش یافته است. در مورد بسیاری از کشورها، نوعی ارتباط منفی میان نرخ خود اشتغالی و نرخ بیکاری وجود دارد که این اثرات در بخش کشاورزی به شدت منفی هستند. شواهد نشان می دهد که با سواد ترین افراد نسبتاً احتمال بالایی از خود اشتغالی را دارند(  Blanch flower , 1998,63). پابلو و همکاران با استفاده از مدل پروبیت دو مرحله ای، به مقایسه عوامل مؤثر بر خود اشتغالی در مکزیک و ایالات متحده بین سالهای 1998 ـ 1992 می پردازند و نتیجه می گیرند که در مکزیک، اکثر داوطلبان خود اشتغالی، حقوق بگیران با درآمد بالا هستند، اما در ایالات متحده، اکثر داوطلبان خود اشتغالی، حقوق بگیران با درآمد پایین می باشند. با این وجود در هردو کشور سن، تحصیلات و عوامل دیگر بر خود اشتغالی مؤثر می باشد( Pablo and etal, 2006, 99).

2 ـ 2 ـ نظریات و تئوری های مربوط به اشتغال

2 ـ 2 ـ 1 ـ نظریه اقتصاددانان کلاسیک

عقیده اقتصاد دانان کلاسیک، بازار کار بازار رقابتی است که همواره در تعادل اشتغال کامل به سر می برد و افراد بیکار به طور کامل به وسیله دستگاههای تولید در بازار کار جذب می شوند، به طوری که هرگز بیکاری به وجود نمی آید. در این نگرش، پدیده اشتغال جنبه های فنی اقتصادی و اجتماعی دارد و با مشکلات روانی و اخلاقی همراه است. به عبارت دیگر، اگر کل جمعیت آماده به کار به شغل دست یابند، مشکلی بروز نمی کند. لیکن تجارت نشان می دهد که در سرمایه داری اشتغال همیشه با عرضه شغل متناسب نیست و پدیده بیکاری و بحران ادواری واقعیتی غیر قابل انکار است( تودارو، 1368، 123).

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی تأثیر وام های خوداشتغالی در ایجاد فرصتهای شغلی در نواحی روستایی مطالعه موردی: روستاهای شهرستان لنگرود

تعریف طفل درفقه - پایان نامه حضانت فرزندان

تعریف طفل درفقه

باتوجه به اینکه قانونگذار این سن بلوغ را(یعنی 9و15 سالگی)با معیارهای اسلامی وفقهی تعیین کرده است بد نیست برای اینکه بتوانیم تعریف دقیقی از کودک داشته باشیم،تفحصی در فقه بنماییم. صغیر در لغت به معنای خردسال است،مرحوم امام خمینی در تحریر الوسیله در تعریف صغیر می فرمایند:(صغیر کسی است که به حد بلوغ شرعی نرسیده باشد.(خمینی،1425: ص21) بنابر این صغیر جمیع مراتب قبل از بلوغ را شامل می گردد.البته تعریف دیگری نیز از صغیر شده است:(صغیر کسی است که به حد بلوغ شرعی نرسید باشد یا به سن بلوغ شرعی رسیده باشد ولی رشید نباشد)این تعریف دامنه شمول واژه صغیر را توسعه می دهد و خلاف نظر مشهور بین فقها است.مطابق تعریف اول با رسیدن به حد بلوغ، دوره صغیر خاتمه می یابد خواه رشد حاصل شده یا خیر؟واز طرف دیگر نظر مشهور بین فقها این است که مادام که بلوغ حاصل نشده است صغر باقی است حتی اگر رشد و کمال عقل حاصل گردیده باشد.

فقهای شیعه در حقیقت بلوغ دارای دو دیدگاه هستند:(محمدی همدانی،1387:ص266)

اول این که بلوغ را یک امر طبیعی و عرفی میدانند و عقیده دارند چون بلوغ از موضوعات عرفی است نه شرعی از سوی شریعت نمی شود ،تعیین کرد.

این نظر از عبارات مرحوم صاحب جواهر کاملا روشن می شود،ایشان می فرمایند((در این صورت بلوغ کمال طبیعی انسان محسوب می شود.چیزی که مایه بقای نسل و قدرت گرفتن عقل است و بلوغ حالت انتقال کودک از طفولیت به کمال یعنی رسیدن به مرتبه زنان و مردان است.از همین نکته در می یابیم که اگر احتلام در وقت خودش رخ دهد،بلوغ حاصل می شود و متوقف به بیان شارع نیست؛زیرا بلوغ از امور طبیعی است.اموری که برای شناخت آن باید سراغ فرهنگ و عرف مردم رفت.بلوغ از موضوعات شرع نیست تا مثل واژه های رایج درباره عبادات،از سوی شریعت تعریف گردد.))این دیدگاه محمد حسن نجفی((نویسنده جواهر الکلام))بلوغ را عرف تعریف می کنند.شریعت اصلأ در این مسئله دخالتی ندارد.زیرا بلوغ موضوع شرعی نیست؛موضوع عرفی و طبیعی است.

2-دیدگاه دوم مربوط به مشهور فقهاست که معتقدند:بلوغ  از موضوعات شرعی است و فقه باید آن را تعریف نماید تا حقیقت آن به مکلفین معلوم شود.بلوغ رسیدن طفل است به حالت احتلام (در مرد)وحیض یا حمل (درمورد  زنان).(جعفری لنگرودی،1381: ص 112) بلوغ به  یکی از سه امر ذیل دانسته می شود:

الف)-رویدن موهای خشن بر پشت آلت تناسلی یعنی بالاتر از عورت(در پسر یا دختر)

ب)خروج منی از مخرج معتاد به هر وسیله که باشد(در پسر یا دختر)

ج)سن،وآن پانزده سال تمام قمری در پسر ونه سال تمام قمری در دختر است.

هریک از این سه امر که در صغیر موجود شود،بالغ شناخته می شود.حیض و حمل در زن بلوغ نیست بلکه کاشف از آن است که قبلأ بالغ شده است.(عبادی،1387: ص11)

در فقه اسلامی سن بلوغ مورد اجماع قرار نگرفته است وتعدادی از فقها به این عقیده اند که اگر شریعت مقدس اسلام سن9و15 سالگی را برای دختر وپسر اعلام کرده است ناظر به امور عبادی است.ودر دیگر امور(ازجمله امور کیفری و مدنی)بلوغ امری اعتباری است یعنی در هر مورد بر حسب زمان و مکان می تواند به سنین دیگر قایل بود.برخی از فقها باتوجه به روایاتی که از امام جعفر صادق(ع)وجود دارد به این عقیده هستند که دوران کودکی به سه دوره7ساله تقسیم می شود وبه این ترتیب می توان پایان کودکی را تاسن21 سالگی افزایش داد و باعنایت به امور فوق افزایش قانونی سن بلوغ منع شرعی ندارد وبا توجه به شرایط اجتماعی ایران این نیاز احساس می شود که قانونأ سن بلوغ را افزایش می دهد.

قریب به اتفاق فقها، طفل را کسی دانسته اند که به حد بلوغ شرعی نرسیده است..

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

اثر توافق زوجین بر حضانت فرزندان

پایان نامه اجرای احکام مدنی:-تعریف توقیف

تعریف توقیف

توقیف مصدر باب تفعیل و ازریشه وقف است و در لغت به معنای بازداشت و بازداشتن و به طور کلی به معنای سلب آزادی از شخص یا مال او با حالت انتظار ترخیص است که در صورت اول توقیف شخص، و در صورت دوم توقیف مال صدق می کند[1] .و در اصطلاح آیین دادرسی مدنی توقیف عبارت است از صیانت مال از افراط و تفریط و انتقال علیه مالک ، و برخی دیگر از حقوقدانان توقیف را به معنای نگهداری و جلوگیری از نقل و انتقال مال و تضییع و تفریط آن توسط مالک به حکم قانون یا مقام صلاحیتدار تعریف نموده اند[2].

 

بند چهارم: تعریف تاخیر

تاخیر در لغت به معنی عقب انداختن و دیر کردن است  و در اصطلاح ، تاخیر به معنی عقب انداختن و با فاصله انجام دادن اجرای حکم و عملیات اجرایی است. تاخیر عملیات اجرایی یکی از قرار های موقتی است که به حکم قانون یا به دستور مراجع قضایی صادر می شود.و به موجب آن پیش از شروع یا پس از شروع عملیات اجرایی، زمان اجرای حکم را برای زمان دیگر با تحقق وضع یا حالتی موکول می نماید.

 

بند پنجم: تعریف تعطیل

تعطیل در لغت به معنای دست کشیدن و در اصطلاح اجرای احکام به معنای اجرا نکردن بدون سبب و جهت قانون است که فقط بنا بر تقاضای محکوم له ممکن است صورت بگیرد . و برخی دیگر از حقوق دانان بر این عقیده هستند که تعطیل وقتی است که جهت خاص قانونی برای توقیف وجود نداشته و محکوم له صلاح می داند مدتی اجرا را تعطیل نماید[3].با این وجود ، اگر محکوم له بنا به جهاتی از قبیل وجود مذاکره اصلاحی و مانند آن بخواهد حکم تا حصول نتیجه اجراء نشود ، باید مراتب را کتبا به دایره اجرا تسلیم دارد.

 

گفتار دوم: طواري غير مربوط به ادله

بند اول: ايرادات، رد دادرس، احاله پرونده و تامين اتباع بيگانه

الف: ايراد مرور زمان

بعد از استقرار نظام جمهوري اسلامي ، شوراي نگهبان اقدام به بررسي قوانين از حيث مغايرت با شرع اسلام نمود و در همين راستا قوانيني كلا” يا جزا” نسخ گرديدند و از جمله مواد ۷۳۱ تا ۷۳۹ قانون آيين دادرسي مدني سابق كه مربوط به «مرور زمان» در دعاوي بود را نسخ كردند و به آثار آن در قانون مذكور پايان دادند به گونه اي كه تا سال۱۳۷۹ كه قانون جديد به تصويب رسيده باب مرور زمان تعطيل بود و در قانون جديد نيز ذكري از آن به ميان نيامد و مبحث آن حذف گرديد.بر خلاف قانون آيين دادرسي در امور مدني مصوب ۱۳۷۹ قانونگذار در قانون آيين دادرسي در امور كيفري مصوب ۱۳۷۸ با تفاوتهايي نسبت به آيين دادرسي كيفري سابق مرور زمان را احيا نمود و در قانون مجازات اخير تصويب نيز مجددا” به آن پرداخته شده است .
ساده ترين تعريف از مرور زمان اين است مرور زمان عبارت از گذشتن مدتی است که پس از آن، دعوا به شرط ایراد خوانده، شنیده نمی‌شود[4].ایراد مرور زمان موکول به طرح آن از سوی مدعی‌علیه است و اگر خوانده دعوا این ایراد را مطرح نکند، دادگاه حق ندارد با استناد به مرور زمان از رسیدگی خودداری نماید و مکلف است به دعوا رسیدگی کند[5]. باب یازدهم قانون قدیم آیین دادرسی مدنی مصوب 1318، از ماده 731 تا 769، به مسأله «مرور زمان» اختصاص یافته بود. پس از پیروزی انقلاب، شورای نگهبان مواد 731 به بعد قانون مزبور را درباره مرور زمان مخالف با موازین شرع تشخیص داد. با انتشار نظر شورای نگهبان، دادگاه‌ها رفته رفته از پذیرش ایراد مرور زمان خودداری نمودند و مواد فوق‌الذکر عملاً به حالت متروک در آمد. در قانون جدید آیین دادرسی مدنی مرور زمان و ایراد آن پیش‌بینی نگردید و در نتیجه صدور قرار عدم استماع دعوا به سبب شمول مرور زمان طبق قانون جدید منتفی می‌باشد[6]. ایراد مرور زمان با ایراد زمان اقامه دعوا که اصطلاحاً مهلت خوانده می‌شود تفاوت دارد. در ایراد مرور زمان دادگاه صرفاً دعوای طرح شده را نمی‌شنود ولی حق ماهوی مبنای دعوای خواهان باقی است و اگر خوانده به میل خود آن را ایفا کند نمی‌تواند آن را پس بگیرد. اما ایراد زمان اقامه دعوا نسبت به اصل ماهیت حق مورد ادعا مطرح می‌شود که مطالبه آن در قانون مقید به مهلت خاصی است. مثلاً طبق قانون آیین دادرسی مدنی زمان تجدیدنظرخواهی 20 روز پس از ابلاغ رأی دادگاه بدوی قرار داده شده است و از این رو اگر تجدیدنظرخواه در روز بیست و دوم جهت تجدیدنظرخواهی به دادگاه مراجعه کند با ایراد زمان اقامه دعوا مواجه می‌شود[7]. به همین دلیل، برخلاف ایراد مرور زمان که طرح آن از سوی خوانده امکان‌پذیر است، در ایراد مربوط به مهلت، دادگاه مکلف است، حتی بدون ایراد و اعتراض خوانده، به آن توجه نموده و رأی لازم را صادر نماید[8].

[1]عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید،انتشارات امیر کبیر،چاپ سی و سوم،تهران، 1384

[2] – پروین، رسول، تقریرات اجرای احکام مدنی،کارشناسی ارشد، سال 91-90

[3] – مدنی، جلال الدین، آیین دادرسی مدنی، جلد سوم، انتشارات پایدار، ص 189

[4] ماده 731 قانون قدیم آیین دادرسی مدنی.

[5] واحدی، قدرت الله؛ آیین دادرسی مدنی، تهران، میزان، 1386، چاپ چهارم، ج 3، ص 123.

[6] شمس، عبدالله؛ آیین دادرسی مدنی، دوره پیشرفته، تهران، دراک، چاپ اول، 1384، ج3، صص 14 و 15.

[7] کریمی، عباس؛ آیین دادرسی مدنی، تهران، مجد، 1386، چاپ اول، ص 214

[8] شمس، عبدالله؛ پیشین، ص 18.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

شرایط احکام و آثار توقیف ، تأخیر و تعطیل اجرای احکام مدنی

 

طبيعت - پایان نامه آلودگی هوا

طبيعت

اگر بخواهيم از واژه‌هاي با مفهوم مبهم نام ببريم، اين واژه چيزي جز كلمه نخواهد بود؛ زيرا به تمام موجوداتي كه پروردگار در جهان نباتات، آفريده « طبيعت » است، طبيعت گفته مي شود؛ به عبارتِ ديگر، هر چيزي كه دست بشر در ايجاد آن دخالت نداشته باشد، طبيعت نام دارد.(پیشین)

1-1-2-اكولوژي

اكولوژي، يا بوم شناسي، دانشي است كه به مطالعهي روابط جانداران با محيطي كه در آن زندگي مي‌كنند، مي‌پردازد. با توجه به محتواي نه چندان روشنِ محيط زيست، افكار عمومي، بين اكولوژي و محيط زيست تفاوت چنداني قائل نيست.(پیشین)

1-1-3-اكوسيستم

اكوسيستم عبارت است از هر ناحيه اي از طبيعت كه در آن، بين موجودات زنده و اجسام غير زنده واكنش هاي متقابل انجام مي‌گيرد، تا تبادل مواد بين آنها به عمل آيد؛ مثلا يك درياچه يا يك جنگل، يك اكوسيستم است و شامل چهار عاملِ تشكيل دهنده، يعني اجسام غير زنده، توليدكنندگان، مصرف كنندگان و تجزيه كنندگان مي باشد؛ از اين رو محيط زيست را مي توان يك اكوسيستم دانست كه از تعدادِ بي‌شماري اكوسيستم هاي كوچك تر تشكيل شده است و بشر براي زندگي و ادامه ي آن به تمام اكوسيستم ها وابستگي دارد . اكوسيستم انواعي دارد، مانند اكوسيستم خشكي و اكوسيستم دريايي، كه اينها نيز خود انواعي دارند جهت رعايت اختصار از ذكر آنها خودداري مي‌شود.(جنيدي ١٣٥٢، ص ١٤٤)

 

 

با توجه به آنچه ذكر شد، اكنون به تعريف محيط زيست می پردازيم. .يكي از نويسندگان مي‌گويد:

«محيط زيست عبارت است از هوا، آب، خاك، گياه، جنگل، بيشه، مرتع، دريا، درياچه، رودخانه، چشمه، آبزيان، حيوانات، كوه، دشت، جلگه، كوير، شهر و يا ده (شامل كوچه، خيابان، ساختمان، اعم از تاريخي و عادي و كارخانه) و غيره» (بنان، پيشين، ص ٥)

بعضي ديگر محيط زيست را اين گونه تعريف كرده‌اند: «قسمتي از جو يا پوسته‌ي زمين كه حداقل براي نوعي زندگي مساعد باشد، محيط زيست ناميده مي‌شود، بنابراين محيط زيست، قسمت كوچكي از جو(اتمسفر) هيدروسفر و ليتوسفر را شامل مي‌شود؛ به عبارت ديگر، محيط زيست قشر نازكي از هوا، زمين و آب است كه همه‌ي زندگي را در بردارد.»(جنيدي، پيشين، ص ١٤٣) اگر بخواهيم يك جمع‌بندي از تعريف هاي فوق داشته باشيم، بايد بگوييم: «محيط زيست، به تمام محيطي اطلاق مي‌شود كه انسان به طور مستقيم و غير مستقيم به آن وابسته است و زندگي فعاليت‌هاي او در ارتباط با آن قرار دارد.»(قوام، ١٣٧٥، ص3).

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

مسئولیت دولت در خصوص محیط زیست ناشی از آلودگی هوا

پایان نامه تجمل گرايي:/از بين رفتن آرامش واقعي

از بين رفتن آرامش واقعي

از بين رفتن رفاه و آرامش حقيقي افراد، ديگر پي‌آمدتجمل گرايي است كه خسارت‌هاي بسياري هم چون تزلزل در نظام خانوادگي و روابط اجتماعي را به همراه دارد. فرد تجمل گرا هميشه در پي مد و تهيه امكانات و وسايلي است كه از تازگي برخوردار باشند. از اين رو، در جريان تغيير مد و تكاپو براي تغيير دادن وسايل زندگي و لوازم زندگي همواره در تنش و اضطراب روحي به سر مي‌برد. افزون بر آن، حرص دست‌يابي به چنين امور تجملي و آمال و آرزوهاي طولاني تمام وجود او را فرا مي‌گيرد و سبب مي‌شود غمي جان‌كاه، او را به شدت بيازارد.

اصرار بر داشتن زندگي تجملي علاوه بر كمرنگ شدن ارزشهاي انساني و اسلامي, پوچي و بي هدفي را براي حيات انسان به ارمغان مي آورد. تجمل گرايان بي هدف خود را در يك مسابقه و رقابت پر دردسر و جانفرسا درگير مي كنند; هر كجا كه مي روند و به هر خانه اي كه قدم مي گذارند و با هر كس كه مي نشينند, چشمشان به دنبال وسايل تجملي افراد و اطراف است, آرزو مي كنند همه چيز داشته باشند. اگر اطاق را با فرش زيبا و گل … مفروش كنند به دنبالش وسائل لوکس و … مي خواهند و به ناچار راحت طلب و تنبل مي شوند.

بديهي است كه تهيه اين وسايل با هزينه هاي كمرشكن امروز, كار آساني نيست. به تمام آنها نمي توانند برسند و به قسمتي از آنها نيز قانع نيستند و در هر حال تمام افكار و انرژيهاي خود را در اين جهت بكار مي گيرند و در نتيجه از اهداف اصلي خلقت خويش (يعني تربيت و اتصاف به محاسن و مكارم اخلاقي) و داشتن هدف مشخص و آرامش روحي لازم فاصله مي گيرند و زندگي را فقط در مثلث, خوردن, خوابيدن و تجملات خلاصه مي كنند. اينگونه افراد با دلهره و اضطراب زندگي مي كنند, به همه بدبين هستند, شخصيت را در طلا و جواهرات زياد, مبل و دكوراسيون و مهريه بالا و جهيزيه سنگين مي دانند, از غذاي روح غافل مي شوند; اثر ايمان در زندگي آنها كمرنگ و ضعيف مي گردد و خلاصه به هر چه نگاه مي كنند آن را توخالي و بي محتوا مي بينند. رسول گرامي اسلام(ص) مي فرمايد:

«مَنْ أَتْبَعَ بَصَرَهُ مَا فِي أَيْدِي النَّاسِ كَثُرَ هَمُّهُ وَ لَمْ يَشْفِ غَيْظَه[1]؛كسي كه چشم خود را براي نگاه كردن به اموال و ثروت ديگران بگشايد, اندوهش طولاني خواهد شد و خشمش هرگز شفا نمي يابد. »

بنابراين، گرفتار اضطراب و دلهره شده و در حفظ و نگهداري وسايل لوكس و تجملاتي زندگي خود, نگران مي شوند و هر روز آرزو مي كنند تا زندگي آرام و بي دغدغه اي داشته باشند.

انسان آگاه و هوشمند از فرجام چنين افرادي عبرت مي‌گيرد و زندگي خود را براساس آموزه‌هاي دين مبين اسلام طرح ريزي مي‌كند و از تجملات دوري مي گزيند.

5-2 آثار و پي آمدهاي اجتماعي

رواج فرهنگ تجمل گرايي  در جامعه تاثيرات مخرب ‌فراواني دارد. روحيه غرور نهادينه مي شودو به تبع آن، احساسات لطيفي چون محبت به همنوع و دستگيري از ‌نيازمندان جاي خود را به چشم و هم چشمي و حسادت مي دهد و اعتماد و اتحاد از جامعه رخت بر ‌مي­بندد.

تـجـمـّل گـرايـي وتـوجـّه بـه ظواهر زندگي آثار شوم و نامطلوبي بر اجتماع دارد كه بطور خلاصه آن را بررسي مي كنيم:

5-2-1 مفاسد اخلاقي و رفتاري[2]

اسراف و زياده روي در هر زمينه اي باعث سقوط اخلاق و نابودي صفات نيکو و موجب رفتار ناپسند و انحطاط شديد فرهنگ و تمدن انساني و از بين رفتن هويت و شخصيت انسان مي شود . افراط در هرکاري به آرمان ها و ارزش هاي اخلاقي و ديني انسان ضرر فراواني مي زند و براي جامعه ناامني روحي ،ناآرامي رواني و ناهنجاريهاي ناگوار به بار مي آورد . [3]

اگر در جامعه روزي به جايي رسيديم که براي داشتن ماشين و خانه و زر و زيور و ماديات بعنوان معيارهاي تشخص و احترام افراد ، بيشتر از ارزشهاي والاي انساني و ديني و تقوي ارزش قايل شديم ، در آنصورت کم کم ارزش ها کم رنگ شده ، و اصول و مباني ديني مورد بي مهري واقع خواهند شد ، و مصاديق و سمبلهاي آن نيز طرد ميشود . در چنين جامعه اي براي رسيدن به اين ارزش کذايي و تو خالي مجبوريم تن به هر کاري بدهيم تا مبادا از احترام ما کاسته شود . آنجاست که رشوه و اختلاس يا خود فروشي و تملق و ريا کاري و هزار مفسده ديگر براي رسيدن به اين جايگاه مباح مي گردد .

[1] محمد بن يعقوب کليني، پيشين ،ج 2 ،ص 316

[2] البته اين مورد، هم مي تواند فردي و هم اجتماعي باشد.

[3]  ر.ک: ولي الله رستگار جويباري، اسراف از ديدگاه اسلام ، پيشين،  ص 157

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

نظر اسلام درباره تجمل گرايي

مفهوم شناسي اعتدال:پایان نامه درمورد تجمل گرايي

مفهوم شناسي اعتدال

الف) اعتدال در لغت :

اعتدال از ماده عدل مصدر باب افتعال، به معناي ميانه و ميانه روي است .برابر گزارش اهل لغت : تساوي ، برابري ، بر وسط ماندن راه . و از نظر کمي و کيفي دچار افراط و تفريط نشدن است. [1]

ابن فارس مي گويد : «يوم معتدل : اذا تساوي حالا حره و برده.[2]  روز معتدل ، روزي است که سرما و گرمايش برابر باشد (نه سرد باشد و نه گرم ، بينابين ). »

اعتدال گرايي به حالتي گفته مي شود كه در آن دو طرف از لحاظ كميت و يا كيفيت در سازگاري و تناسب باشد.[3] بنابراين مي توان گفت كه اعتدال به معناي تناسب است. همين حالت تناسب است كه مقتضاي استقامت، قوام پيدا كردن و موزون شدن ميان چيزها مي شود. بنابراين هنگامي كه از اعتدال سخن به ميان مي آيد مقصود آن است كه تناسب در آن رعايت شود كه لازمه مراعات چنين تناسبي استقامت و قوام يافتن چيزها مي شود.

زبيدي مي گويد : « الاعتدال توسط بين حالين في کم او کيف ؛[4] اعتدال متوسط بين دو حال در کميت و کيفيت است .»در لغت نامه ي دهخدا هم به همين معني آمده است . [5]در فرهنگ معين آمده است : « اعتدال راست شدن ، ميانه حال گشتن ، برابر شدن ، راستي ، ميانه روي. »[6] «اعتدل استقام، توسط بين حالين»[7]؛اعتدال :يعني مستقيم و راست شد ، متوسط بودن بين دو حالت . » بنابراين اعتدال به معناي ميانه ، ميانه روي ، ميان حال شدن ، راست گرديدن است و از مجموع اين معاني استفاده مي شود که اصل آن ميانه و ميانه روي است و باقي معاني اعتدال به همين ميانه روي برمي گردد.

در مقابل، انحراف از اعتدال و گرايش به فزون تر، «افراط» يا «اسراف» و گرايش به كمتر «تفريط» خوانده مي شود.

ب) اعتدال در اصطلاح :

اعتدال در قرآن کريم به معناي «صراط مستقيم» خداوند است . انسان معتدل از نظر قرآن کريم کسي است که ايمان به توحيد و نبوت و معاد داشته باشد و اوامر الهي را بدون غلو تقصير انجام دهد . خداوند مي فرمايد: « أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَبَني ءَادَمَ أَن لَّا تَعْبُدُواْ الشَّيْطَانَ  إِنَّهُ لَكمُ‏ْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ وَ أَنِ اعْبُدُوني  هَاذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيم ؛[8]آيا با شما عهد نکردم اي فرزندان آدم که شيطان را نپرستيد که او براي شما دشمن آشکاري است و اينکه مرا بپرستيد که راه مستقيم اين است . » و نيز مي فرمايد : « وَ مَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإيمانِ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبيل [9]؛ کسيکه کفر را به جاي ايمان بپذيرد ، راه ميانه را گم کرده است . »

از جمع اين دو آيه ي شريفه ، به خصوص آيه ي اخير، استفاده مي شود که کفرورزي پس از ايمان، منحرف شدن از طريق درست و گرايش به راه ناصواب است و ايمان به آيات الهي و احکام دين ، طريق درست و راه اعتدال است . [10]

در قرآن براي بيان مفهوم اعتدال از واژه قصد استفاده شده است. البته واژگاني چون وسط و سواء و حنيف نيز به اين معنا به كار رفته است؛ ولي بيشترين كاربرد در مفهوم و اصطلاح پيش گفته را مي توان در واژه قصد و اقتصاد يافت. از اين روست كه در روايات اسلامي به پيروي از قرآن از واژه قصد براي بيان اصطلاح اعتدال استفاده شده است.[11] به طور كلي، واژه «اقتصاد» در لغت عرب، مفهوم عامي است كه در تمام حركات و سكنات انسان مي تواند جريان داشته باشد و در همه مراحل زندگي، حتي در عبادت و انفاق [12] مطلوب و پسنديده است.[13] همچنين ،در آيات قرآني براي بيان مفهوم اعتدال و ميانه روي در مصرف، واژه قوام به کار رفته است. قرآن بيان مي کند که مومن و نيز امت اسلامي، امتي است که بر اعتدال و قوام مي باشد. [14]

حضرت امير در بيان توضيحي در خصوص چيستي مسير اعتدال و طريق وسطي مي فرمايند: « الْيَمِينُ وَ الشِّمَالُ مَضَلَّةٌ وَ الطَّرِيقُ الْوُسْطَي هِيَ الْجَادَّة ؛ انحراف به چپ و راست گمراهي و ضلالت است. راه مستقيم و ميانه، جاده حق است ». [15]

از حضرت امام حسن عسکري (ع) در تفسير ايه شريفه « اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيم »[16] نقل شده که فرمود : « أَدِمْ لَنَا تَوْفِيقَكَ الَّذِي بِهِ أَطَعْنَاكَ فِي مَاضِي أَيَّامِنَا حَتَّي نُطِيعَكَ كَذَلِكَ فِي مُسْتَقْبَلِ أَعْمَارِنَا وَ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ هُوَ صِرَاطَانِ صِرَاطٌ فِي الدُّنْيَا وَ صِرَاطٌ فِي الْآخِرَةِ فَأَمَّا الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ فِي الدُّنْيَا فَهُوَ مَا قَصُرَ عَنِ الْغُلُوِّ وَ ارْتَفَعَ عَنِ التَّقْصِيرِ وَ اسْتَقَامَ فَلَمْ يَعْدِلْ إِلَي شَيْ‏ءٍ مِنَ الْبَاطِلِ وَ أَمَّا الطَّرِيقُ الْآخَرُ فَهُوَ طَرِيقُ الْمُؤْمِنِينَ إِلَي الْجَنَّةِ الَّذِي هُوَ مُسْتَقِيمٌ لَا يَعْدِلُونَ عَنِ الْجَنَّةِ إِلَي النَّارِ وَ لَا إِلَي غَيْرِ النَّارِ سِوَي الْجَنَّة[17]؛ خدايا آن رحمت و توفيقت را که با آن تورا در گذشته عبادت و اطاعت کرديم برما مستدام بدار، تا مثل گذشته درآينده از عمرمان تورا اطاعت کنيم . صراط مستقيم دوتاراه و طريق است ، طريقي است در دنيا و طريقي است در آخرت ، اما طريق مستقيم در دنيا اين است که (عمل انسان) کمتر و پايين تر از غلو و زياده روي و بالاتر از تقصير و کوتاهي باشد و (مؤمن) استقامت کند پس عدول به سوي باطل نداشته باشد . اما طريق آخرت طريق مؤمنين به سوي بهشت است ، راه و طريقي که راست است ، نه انحراف از بهشت به سوي آتش دارد ونه به سوي غير آتش دوزخ به جز بهشت راهي دارد . »

رشيد رضا مي گويد: « والاعتدال هو الصراط المستقيم الذي يقل سالکه ؛[18]اعتدال همان (صراط مستقيم) راه راست است که رونده ي آن کم است. »

در نتيجه ، اعتدال در اصطلاح قرآن کريم و احاديث اهل بيت (ع) ، اين است که انسان در تمام ابعاد اعتقاد و اخلاق و اعمال در صراط مستقيم الهي حرکت کند و اوامر و نواهي خداوند را اطاعت و پيروي کند و بدون تندروي و کند روي و اعمال سليقه و ميل شخصي ، آن طور که خداوند دستور داده عمل کند.

[1] ر.ک:  حسن مصطفوى، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج8، تهران: ‏بنگاه ترجمه و نشر كتاب ،1360ش ص: 53 ؛   قاموس قرآن، پيشين ، ج‏4، ص: 301 ؛ مجمع البحرين، پيشين ،ج‏5، ص: 420

[2]ابوالحسن احمد ابن فارس ابن ذکريا  ، معجم مقاييس اللغه ،تحقيق : عبدالسلام محمد هارون ، بيروت ، دارالجيل ، ج 2، ص 247

[3] ،ابن منظور، پيشين، ذيل واژه عدل

[4] محب الدين سيد محمد زبيدي ، تاج العروس ، انتشارات دارالفکر، بيروت ، بي تا ، ج 8، ص 10

[5] علي اکبر دهخدا، پيشين ،ج 2، ص 2906

[6] محمد معين ، پيشين، ج 1، ص301

[7] لويس معلوف، المنجد في اللغه،چاپ سي و سوم، بيروت ،دارالمشرق،  بي تا ، ص 491

[8]  يس/ 61

[9]   بقره/108

[10]ا کبر هاشمي رفسنجاني، تفسير راهنما ، ج1، قم،مرکز فرهنگ و معارف قرآن کريم ، 1376، ص341

[11] نك : محمد دشتي، پيشين ، خطبه هاي ۹۴ و ۱۰۳ و ۱۹۵ و ۲۲۲ و نيز نامه هاي ۲۱ و ۳۱ و حكمت ۱۴۰

[12] “والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما ” (فرقان: 67)

[13] محمدرضا مهدوى كنى،اصول و مبانى اقتصاد اسلامى در قرآن، تهران، دفتر نشر دانشگاه امام صادق(عليه السلام)، 1379، ص 13.

[14] از جمله اين آيات مي توان به آیات ۳۴و ۱۳۵ سوره نساء و نيزآیه ۸سوره   مائده وآیه ۶۷سوره  فرقان اشاره کرد. خداوند درآیه اخير مي فرمايد: و الذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و کان بين ذلک قواما؛ و آنان که چون هزينه مي کنند اسراف نمي کنند و خست نمي ورزند بلکه ميان اين دو، راه اعتدال را برمي گزينند.

[15]  همان، خطبه 16

[16]  حمد/6

[17] محمد باقر مجلسي،پيشين ، ج 24 ،ص 9 ، همچنين ر.ک : عبد على بن جمعه عروسى حويزى ،تفسير نور الثقلين، ج1، قم : انتشارات اسماعيليان، 1415 ق ،ص 22

[18] محمد رشيد رضا، المنار ، دارالمعرفه، بيروت ، بي تا، چاپ دوم ، ج7، ص 30

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

نظر اسلام درباره تجمل گرايي

پایان نامه آموزش های مهارتی:/ آموزش و رشد اقتصادي

  • سهم آموزش در رشد اقتصادي

از ضرورت ها و الزامات رشد و توسعه اقتصادی ، نظام آموزشی برای ایجاد مهارت های لازم سرمایه انسانی است که موجب افزایش توانایی های دانش ، مهارت و قدرت درک افراد و انجام مطلوبتر کار است.

با عنایت به اینکه پایه اصلی اقتصاد آموزش است و از طریق آموزش و مهارت می توان کسب در آمد کرد و چرخ اقتصاد را به گردش در آورد کشورها سعی دارند ارتباطی را بین مهارت آموزی و تقاضای بازار کار ایجاد کنند زیرا آموزش و افزایش دانایی و مهارت به منزله سرمایه هایی هستند که مانند هر سرمایه فیزیکی دیگری بازده اقتصادی دارد .در دنیای امروز داشته های هرکشور به سرمایه های طبیعی ، فیزیکی ، انسانی ، اجتماعی و فرهنگی تقسیم می شود که در این میان، سرمایه انسانی از اهمیتی بسزا برخوردار است. رشد کمی و کیفی سرمایه انسانی، نیازمند آموزش های مناسب و روزآمد است ضمن آنکه  در این امر لازم است که جایگاه  انسان آموزش دیده و رشد یافته در فرایندهای کلان کشور مشخص باشد که تحقق این موضوع، خود مبتنی برای یافتن فصل مشترک بخش آموزش و بازار است.

تاريخ اين انديشه كه سرمايه‌گذاري در بخش سرماية انساني موجب پيشرفت توسعة اقتصادي مي‌شود به بيش از دويست سال پيش باز مي‌گردد ، در واقع، توسعة مهارت‌هاي نيروي انساني، ظرفيت توليدي نيروي كار را افزايش مي‌دهد.

اقتصاددانان بزرگ، دريافته بودند كه بازدة آموزش به عنوان نوعي سرمايه‌گذاري در منابع انساني مي‌تواند با بازدة سرماية مادي مقايسه شود، ولي اين انديشه تا پيش از دهة 1960، يعني زماني كه «شولتز[1]» (1967) و «دنيسون[2]» (1962) اثبات كردند كه آموزش با انتقال دادن و بهبود بخشيدن مهارت‌ها و توان توليدي كارگران، مي‌تواند به طور مستقيم به رشد درآمد ملي كمك كند، منشاء تحقيق بسيار جدي قرار نگرفت (حسنی، 1391).

«شولتز» و «دنيسون» با استفاده از داده‌هاي مربوط به متوسط درآمد و طول مدت تحصيل نيروي كار در امريكا و ساير كشورهاي پيشرفته، سهم اقتصادي آموزش را سنجيده‌اند. اين سنجش نشان داد كه افزايش سطوح آموزش، بخش مهمي از رشد درآمد ملي را تبيين مي‌كند.

همزمان، بكر[3] (1966) و مينسر[4] (1962) بازدة سرمايه‌گذاري در آموزش و مهارت آموزش را از طريق تحليل نسبت هزينه به سود مورد سنجش قرار دادند.

آنها در اين بررسي هزينه‌هاي مستقيم و غير مستقيم سرمايه‌گذاري در طي سال‌هاي اضافي تحصيلات قبل از دانشگاه، آموزش‌عالي يا آموزش ضمن خدمت را با درآمدهاي اضافي نيروهاي ماهر و مجرب در طول زندگي، مقايسه كرده‌اند (شریعتی و همکاران، 1388).

[1]-Schultz

[2]-Dennison

[3]– Becker

[4]-Mynsr

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

امکان سنجی آموزش های مهارتی محصول محور در سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور

مفهوم عام مسئولیت مدنی:/پایان نامه ضررهای جمعی

مفهوم عام مسئولیت مدنی

در مفهوم عام، مسئولیت مدنی به هرگونه تعهدی اطلاق می گردد، که قانون برعهده شخص قرار داده باشد تا زیان وارده به دیگری را جبران کند، اعم از اینکه این تعهد ریشه قراردادی داشته یا نداشته باشد. پس مسئولیت به این معنا هم شامل مسئولیت مدنی ناشی از قرارداد می گردد که متعهد، متحمل آن می شود و هم دربرگیرنده مسئولیت مدنی غیر قراردادی است که تابع قواعد عمومی است.

بند دوم- مفهوم خاص مسئولیت مدنی

مسئولیت مدنی به معنای خاص تنها شامل مسئولیت غیر قراردادی است. در حقوق ایران مشهور حقوقدانان در نوشته های خود معنای خاص مسئولیت مدنی را مد نظر قرار داده اند.[1] از دیدگاه حقوقدانان در خصوص تعریف مسئولیت مدنی به معنای خاص که موضوع اصلی مسئولیت مدنی است در نظام های حقوقی متفاوت تعاریف گوناگونی از آن ارائه شده که غالباً کافی و وافی به نظر نرسیده و حتی دشواری تعریف به حدی مشهود بوده که عده ای از حقوقدانان را از ارائه تعریف مسئولیت مدنی منصرف نموده و ترجیح داده اند تا مستقیماً وارد بحث ماهوی مسئولیت مدنی شوند. همچنین به نظر می رسد که حقوق دانان هنوز در این زمینه نتوانسته اند به اتفاق نظر و اجماع برسند. به عنوان مثال مسئولیت مدنی را گاه التزام و تعهد قانونی شخص به جبران ضرر و زیانی که درنتیجه عمل مستند به او به دیگری وارد شده است، تعریف نموده اند. و در جای دیگرگفته اند: «مسئولیت مدنی هر موردی که شخص ناگزیر به جبران خسارت دیگری باشد می گویند در برابر او مسئولیت مدنی دارد.»[2]

آنچه مسلم است این دسته از تعاریف به دلیل عدم جامعیت و مانعیت منتقدان را وادار به نقد نموده است. زیرا غالباً اسلوب تمامی تعاریف حول محور جبران خسارت می گردد. در حالی که به نظر می رسد اساس مسئولیت مدنی چیزی فراتر از جبران خسارت است.1

واقعیت امر این است که مسئولیت مدنی با ماهیت اجتماعی خود، در طول تاریخ پا به عرصه ظهور نهاده و تا ابتدا و انتهای این نهاد با تعیین حدود و ثغور آن روشن نگردد، نمی توان از آن اصطلاح که خود در هاله ای از ابهام است، توقع داشت که عدالت روشنی را برای جامعه به ارمغان آورد. شاید این ادعا مبالغه آمیز نباشد که عده ای دفاع مشروع، توزیع ضرر و حفظ نظم در جامعه را هم زیر مجموعه مسئولیت مدنی می دانند. پس با این نگاه دیگر نمی توان در تعریف مسئولیت مدنی عنوان نمود که: مسئولیت مدنی، مسئولیت کیفری نیست. این تعریف، درست مثل این است که در تعریف فیزیک بگوییم ریاضی نیست.

بند سوم- مسئولیت مدنی و اخلاقی

مسئولیت مدنی و مسئولیت اخلاقی دارای وجوه اشتراک و اختلافی هستند، که در ادامه خواهد آمد.

الف- وجوه مشترک

درواقع، هر جا مسئولیت مدنی پا به عرصه وجود می گذارد باید به دنبال رنگ و بویی از اخلاق بود و این ندای اخلاق است که حکم می کند هیچ کس حق ندارد به دیگری ضرری برساند و در صورت بروز زیان حتماً باید عامل، آنرا بر طرف و جبران کند و گاهی این ندای درونی بی نیاز از  دست بند و پابند و استفاده از جبر، آن چنان تأثیر شگرفی در سرشت افراد می گذارد که هیچ نیازی به ضابط، دادرس و حصار و زندان احساس نمی گردد و همان سرزنش و نکوهش درونی کافی است تا همه در امنیت زندگی کنند.

ب- وجوه افتراق

به رغم آنچه گذشت، و ریشه یکسان مسئولیت اخلاقی و مدنی تمایزهایی باعث گردیده تا این دو شعبه از یکدیگر متمایز گردند:

– مسئولیت اخلاقی، مسئولیتی درونی است که جنبه شخصی دارد و میزان آن از فردی به فرد دیگر متغیر است ولی مسئولیت مدنی چهره نوعی و ریشه بیرونی دارد.

– ضرر از ارکان و شرط تحقق در مسئولیت مدنی است حال آنکه در مسئولیت اخلاقی تأثر وجدان و افکار عمومی مناط ایجاد مسئولیت اخلاقی است که آنرا کاری ناشایست تلقی کند. هر چند که زیانی به شخصی وارد نیامده باشد.

– ضمانت اجرای مسئولیت مدنی را دولت به عهده دارد حال آنکه ضمانت اجرای اخلاقی از این نوع حمایت محروم است.

– قلمرو دو مسئولیت متفاوت است زیرا در مسئولیت مدنی چه بسا ممکن است با خطایی کوچک زیانی بزرگ به وجود آید که باید بدون هیچ گونه اغماضی عامل ورود زیان آنرا جبران کند. حال آنکه در مسئولیت اخلاقی این عمل عادلانه نیست و به خاطر ضررهای کوچک سخت نمی گیرند.

[1] حسن ، بادینی ، پیشین ص 323 و 32 .

[2] ناصر ، کاتوزیان ، حقوق مدنی الزام های خارج از قرار داد ، انتشارات تهران ، چاپ هفتم ، 1386 ، ص 46 .

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

ضررهای جمعی در مسئولیت مدنی

پایان نامه رهن دریایی - مفهوم رهن مدنی

رهن

از آنجا که رهن یکی از عقود معین در قانون مدنی و یکی از عقود بسیار مهم در فقه اسلام است و همچنین، پایه و اساس پایان‌نامه‌ی پیش‌رو تلقی می‌گردد، ابتدائاً تعریفی اجمالی از رهن مدنی ارائه خواهیم کرد و سپس، به تعریف رهن دریایی خواهیم پرداخت.

الف. رهن مدنی

  1. مفهوم لغوی

رهن، مصدر و اسم شیء مرهون است[1] و در لغت به معنای ثبات و دوام، استوار، آنچه به آن اعتماد می‌شود، گرو و حبس آمده است.[2] بنابراین، رهن چیزی است که در گروِ وام و دین قرار می‌گیرد. به عبارتی با دادن رهن، درواقع طلب مرتهن از نظر حقوقی ثبات و قرار پیدا می‌کند.

این لغت، از آیه )کل نفس بما کسبت رهینه( گرفته شده است. به این معنا که هر نفس، به هر عملی که می‌کند، مقید بر اثر آن عمل می‌شود؛ اگر خوب است، اعمال و حال او خوب خواهد بود و اگر بد بود، بد می‌شود.[3] به زبان ساده‌تر، رهن به معنای حبس آمده؛ یعنی هرکس در حبس و گرو چیزی است که کسب کرده.

هرچند که لغت رهن از قرآن گرفته شده است، اما، باید متذکر شد که رهن از جمله اصطلاحات عقود است که دارای حقیقت شرعیه نیست و از حقایق عرفی محسوب می‌گردد. به این معنا که از ابتدا بین مردم شکل گرفته و به‌تدریج شیوع پیدا کرده و از جمله احکام امضایی شارع است. با‌این‌حال، با تدوین کتب فقهی، فقهای اسلام، در اصطلاح، این عنوان را بر عین مرهونه و گاهی بر عقد رهن اطلاق نموده‌اند. [4]

 

  1. مفهوم اصطلاحی

وثیقه[5] در معنای عام و گسترده عبارت است از تضمین که شامل تضمین دین هم می‌شود و بر دو قسم است: وثیقه‌ی شخصی که هنگامی به وجود می‌آید که شخصی ادای دین یا انجام خدمت دیگری را ضمانت می‌کند و وثیقه‌ی عینی که مالی است برای اطمینان خاطر متعهد‌له که در اختیار او گذارده می‌شود تا در‌صورت لزوم، طلب خود را از آن استیفا کند و رهن نیز ازجمله وثائق عینی به شمار می‌رود. [6]

در علم حقوق، رهن را این‌گونه تعریف نموده‌اند: «عقدی‌ست که به موجب آن، مدیون مالی را وثیقه‌ی دین قرار می‌دهد.»[7] بنابراین، اصطلاح حقوقی از معنای لغوی دور نیفتاده است؛ زیرا، در عقد رهن، عین مرهون از نقل و انتقال بازداشته شده است و مالک نمی‌تواند تصرفات مالکانه خود را به‌طور کمال نسبت به آن انجام دهد. بدین‌ترتیب، عقد رهن سبب می‌شود که طلبکار وثیقه‌ی عینی بیابد و بر آن حق عینی تبعی پیدا کند؛ لذا، قانونگذار ایران با تعریف عقد رهن در ماده‌ی 771 قانون مدنی، قدیمی‌ترین نهادی را که در نظام حقوقی ایران برای توثیق شناخته شده، پذیرفته است.

همان‌گونه که در متون حقوقی ملاحظه می‌شود، در تعریف رهن به‌عنوان سبب توثیق برای طلب و در تعاریف دیگر به‌عنوان مال موضوع توثیق معرفی شده است. این دوگانگی تعاریف، مبتنی بر این نکته است که در اصطلاح فقهی، لفظ رهن هم به‌ عنوان «عقد رهن» و هم به «مال مرهون» اطلاق می‌شود و عیناً این وضعیت در قانون مدنی نیز مشهود است. از سویی، به موجب ماده‌ی 771 قانون مدنی، کلمه‌ی رهن به‌عنوان عقد رهن آمده و از سویی دیگر، در بسیاری از احکام، از جمله مواد 783 و 786 قانون، به مال مورد وثیقه نیز اطلاق رهن شده است.

در حقوق فرانسه، مفهوم رهن یا وثیقه‌ی عینی در دو قالب اصلی تبیین می‌شود. به موجب ماده‌ی ۲۰۷۱ قانون مدنی ۲۰۰۲ فرانسه، اصطلاح «Nantissesment» عقدی است که به موجب آن، مدیون شیئی را برای وثیقه‌ی دین به طلبکار خود تسلیم می‌کند. این عقد،بر‌حسب موضوع به دو قرار‌داد فرعی تقسیم می‌شود. در‌صورتی‌که موضوع عقد رهن شی منقول باشد، عقد رهن به «gage»موسوم است و در فرضی که شیء غیر‌منقول باشد، «antishrese» خوانده می‌شود. درمقابل، «hypotheque» حق عینی بر اموال غیر‌منقول است (ماده ۲۱۱۴).در‌مورد اخیر، قانونگذار رهن را در قالب قرارداد سبب توثیق معرفی نکرده است، بلکه از حیث اثر رهن که ایجاد حق عینی بر مال است، به آن توجه کرده و علت شیوه‌ی تدوین آن این است که این صنف از وثیقه، صرفاً حاصل عقد رهن نیست، بلکه دارای سه منشأ متفاوت قانونی، قضایی و قراردادی است که احکام متفاوتی دارند. رهن کشتی، نمونه‌ی بارز این نوع رهن است. هرچند‌که کشتی مال منقول است،اما، طبق قانون تجارت دریایی فرانسه، جزء این نوع رهن قرار گرفته است (مواد ۴۳ تا ۵۴ قانون ۱۹۶۷).[8]

[1]محمدحسن نجفی، جواهرالکلام،جلد 25، چاپ 6، تهران: دارالکتاب اسلامیه، 1394ق، ص 94.

[2]پرویز جوان، «رهن»، مجله کانون سردفتران و دفتریاران، دوره اول، ش 168، آذر1352، ص60.

[3]محمد آیت­اله زاده مازندرانی، «رهن در فقه اسلام»، نشریه حقوق، کانون وکلا، ش ۱۳۰، بهار 1354، ص 52.

[4]ابوالقاسم نجم‌الدین حلی، شرایع الاسلام، جلد 2، چاپ 3، تهران: استقلال، 1409ق ، ص 329.

[5]Collateral

[6]سید حسین صفایی، دوره مقدماتی حقوق مدنی، جلد 2، چاپ 1، تهران: موسسه عالی حسابداری، 1351، ص 430.

[7]سید حسن امامی، حقوق مدنی، جلد 2، چاپ 5، تهران: کتابفروشی اسلامیه، 1334، ص 331.

[8]محمد ابوعطا، «شرطیت قبض در رهن در حقوق فرانسه و ایران»، مجله دانشکده علوم انسانی دانشگاه سمنان،ش ۲۳، پاییز ۱۳۸۷، ص۲۳.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

رهن دریایی

پایان نامه تیپ های شخصیتی:عوامل بوجود آورنده شخصیت

عوامل بوجود آورنده شخصیت

عوامل بوجود آورنده و تکامل دهنده شخصیت را می توان به چهار دسته تقسیم کرد که عبارت است از:

الف) وراثت: هر انسانی چون به بشر تعلق دارد با طبیعت انسانی خلق می شود پیدایش طبیعت فرد را از یک جهت تابع رونده جبری است زیرا که یک سلسله صفات و خصوصیات را بخش جسمی از والدین خود به ارث می برد مثل رنگ چشم و پوست. سنگ بنای اولیه شخصیت از هنگامی گذاشته می شود که یک اسپرماتوزوئید با یک ترکیب می شود و سلول تخم را به وجود می آورد. هر سلول تخم شامل 23 کروموزوم از مادر و 23 کروموزو از پدر است که ناقل صفات مختلف والدین به فرزندان هستند.جفت آخر در پدر و مادر تعیین کننده جنسیت است که درمردان به صورت xyو در زنان به صورت xx می باشد.سلامت یا بیماری آنها می تواند شخص را سالم یا بیمار کند.البته انتقال نا بهنجار صفات شخصیتی همیشه بوسیله ژنهای معیوب صورت نمی گیرد با وجود ثباتی که زنها دارند ممکن است دو عامل موجب تغییرات ناگهانی در آنها شود:

1- جهش:[1] است یعنی تغییرات ناگهانی ژنها ممکن است بسیار غیر عادی باشند.

2- تغییرات محیطی: مثلا تابش اشعه ایکس، تغییرات درجه حرارت و غیره.

ب) دستگاه اعصاب و انواع شخصیت:

دستگاه عصبی از طریق انتقال تکانه های عصبی از اندامها و رابطه های مغزی و نخاعی پیامهایی را برای اندامهای بدن می فرستد و این فزایند بخش بزرگی از کنشهای بسیار بدن انسان را تنظیم و هماهنگ می کند .پاولف در موالعات خود 3 نوع شخصیت را بر حسب اینکه در آنها برانگیختگی یا باز داری متعامل یا متحرک باشند بر شمرده است:

اگر برانگیختگی و بازداری هردو نیرومند و هم ارز باشند دو حالت پیش می آید:

الف) چنانچه هر دو فرایند متحرک و پرنوسان باشند.شخصیت حاصل مزاج دووی خواهد شد.

ب) چنانچه هر دو فرایند متعادل باشند فراج بلغمی[2] نتیجه خواهد شد.

2- اگر برانگیختگی بیشتر از بازداری یعنی هر دو فرایند نا متعادل باشند شخصیت حاصله دارای مزاج صفراوی خواهد بود.

3- اگر برانگیختگی و بازداری هردو ضعیف باشند چه هردرکند باشند و یا متحرک، شخصیتی که نتیجه می شود شخصیت سوداری مزاج[3]خواهد بود.

ج) دورمونها و شخصیت:

ژنها رفتار را کنترل نمی کنند بلکه آتریهایی را کنترل می کنند که برفرایندهای زیستی محیطی و شیمیایی موثرند و این فرایند به نوبه خود بر رفتار شخصیت اثر می گذارد.

آتریها و هورمونهای کنترل شده شخصیت و رفتار ترشهات غدد مختلف بدن هستند که مهمترین آنها غدد درونریز[4] هستند که عامل ایجاد کننده ثبات و تعادل در محیط داخلی بدن هستند. مهمترین نوع غدد درونریز غدد هیپوفیز می باشند و غده های تیروئد، پاراتیروئید، فوق کلیه، پانکراس یا لوزالمعده و نیز غدد جنسی جزو غده های درونریز هستند.

ترشحات این غدد فعالیت بخشهای مختلف بدن را کنترل می کند و بسته به چگونگی کار این غدد ویژگی های جسمی ،خلقی و هیجانهای مختلف در شخص بوجود می آیدکه این ویژگی ها سبب تمایز شخصیتی گوناگون در افراد می شود.

[1]  mudadion

[2]  phleymatic

[3]  Endocring.Yland

[4] Melancnoli

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی تفاوت بین انواع تیپ های شخصیتی در بین دانشجویان دارای اضافه وزن و عادی

پایان نامه حقوق دریاها/:کنوانسیون ملل متحد و حقوق دریا

کنوانسیون ملل متحد در مورد حقوق دریاها: (United Nations Convention on the Law of the Sea)

یک معاهده بین‌المللی است که در ۱۰ دسامبر ۱۹۸۲ در سومین اجلاس سازمان ملل متحد در مورد حقوق دریاها در جامائیکا به امضا رسید. این قرارداد بین‌المللی منبع اصلی حقوق دریاها است و به «قانون اساسی دریاها» معروف است و قواعد آن به‌طور گسترده‌ای حقوق بین‌الملل عرفی در مورد حقوق دریاها را بیان می‌کنند.2 اين معاهده یک سال پس از پیوستن گویان به این کنوانسیون به‌عنوان شصتمین کشور در ۱۶ نوامبر ۱۹۹۴ لازم‌الاجرا شد. در حال حاضر (فوریه ۲۰۰۹) ۱۵۷ کشور ازجمله تمام اعضای شورای اروپا به آن پیوسته‌اند و ۲۲ کشور نیز آن را امضا کرده اما هنوز به تصویب مجالس خود نرسانده‌اند.1 در مقدمه قطعنامه‌های شورای امنیت بر این نکته تأکید می‌شود که (حقوق بین‌الملل، همان‌گونه که در کنوانسیون ملل متحد راجع به حقوق دریاها، 10 دسامبر 1982، بیان گردیده، چارچوب قانونی قابل‌اعمال را در مبارزه علیه تهديدات دريايي پيرامون مقوله امنيت دريانوردي كه شامل دزدی دریایی و سرقت مسلحانه در دریا می‌باشد، همانند دیگر فعالیت‌های دریایی، تنظیم می‌کند.) ازاین‌رو، با قاطعیت می‌توان گفت آن قسمت از کنوانسیون حقوق دریاها که به موضوع دزدی دریایی تهديدات مسلحانه علیه کشتی‌های تجاري اختصاص‌یافته است، با عنایت به اعلام مذکور در قطعنامه‌های شورای امنیت، جنبه عرفی یافته و در مورد همه کشورها، صرف‌نظر از وضعیت عضویت آن‌ها در این معاهده که به 159 کشور می‌رسد، لازم‌الاجرا خواهد بود. ترتیبات پیش‌بینی‌شده در خصوص دزدی دریایی و سرقت‌های مسلحانه در این معاهده و در ارتباط با قطعنامه‌های اخیر شورای جرائم و جنایات بین‌المللی دیگر بروز می‌یابد کنوانسیون در ماده 100 تحت عنوان ((تکلیف به همکاری در ممانعت از دزدی دریایی))، چنین بیان می‌دارد که ((همه دولت‌ها تا سرحد امکان در راستای سرکوب دزدی دریایی و يا به‌عبارت‌دیگر تروريسم دريايي در دریاهای آزاد یا سایر نقاط خارج از صلاحیت هر دولت، تشریک‌مساعی خواهند کرد)). اگرچه ماهیت نه‌چندان شنیع این جرم در مقایسه با دیگر جنایات بین‌المللی که لزوماً چنین صراحتی در تعقیب و محاکمه مرتکبان آن‌ها دیده نمی‌شود، عمل دولت‌ها به تعهدات بین‌المللی خود را با سستی‌هایی مواجه کرده است؛ اما جملگی با احراز وضعیت خاص این کشور درتهدید صلح و امنیت منطقه بر اساس فصل 7 منشور ملل متحد صادر گردیده‌اند.

 از دولت‌ها، به‌خصوص کشورهایی که دارای توانایی‌های نظامی و قابلیت‌های دریایی هستند می‌خواهد که در مقابله با این پدیده، اقدام عاجل به عمل‌آورند. از سوی دیگر انجام این تعهد در تعقیب و محاکمه دزدان دستگیرشده نمود خواهد یافت. در اعمال این تعهد، ماده 105 کنوانسیون حقوق دریاها بر این امر صراحت دارد که محاکم کشور توقیف کننده کشتی یا هواپیمای متعلق به دزدان دریایی، صلاحیت رسیدگی و مجازات مجرمان و تصمیم‌گیری راجع به اموال آن‌ها را خواهد داشت. به‌عبارت‌دیگر، برخلاف رویه‌ای که هم‌اکنون در تعقیب و مجازات دزدان دریایی دستگیرشده در سواحل سومالی و خلیج عدن، مبنی بر تسلیم دستگیرشدگان به کشورهای دیگر، ازجمله کنیا، دیده می‌شود، گروه حقوق بین‌الملل در تدوین ماده مذکور صرفاً به دنبال اعمال صلاحیت قضایی دولت دستگیر کننده بوده و اعمال صلاحیت قضایی کشور ثالث را مدنظر نداشته است. گروه در تفسیر ماده مذکور بیان می‌دارد که اعمال صلاحیت جهانی، تنها محدود به دستگیری و توقیف دزدان و اموال آن‌ها به‌وسیله همه دولت‌ها می‌گردد؛ اما فقط دولت دستگیر کننده می‌تواند اقدام به محاکمه و مجازات کند. به‌هرحال، عدم تمایل دولت‌ها به تعقیب و محاکمه دزدان دریایی موجب این گردیده است تا دزدان با فراغ بال بیشتری به اقدامات خود ادامه دهند. درعین‌حال در راستای مبارزه با بی‌کیفری و جلوگیری از تجری این راهزنان در ادامه فعالیت خود، برخی دولت‌ها بر آن شده‌اند تا به انعقاد قرارداد با برخی از دولت‌های همسایه سومالی در خصوص انتقال و محاکمه دزدان در این کشورها اقدام کنند. ازجمله اتحادیه اروپا اقدام به تبادل یادداشت با دولت کنیا راجع به شرایط و چگونگی انتقال افراد مظنون به ارتکاب اعمال راهزنی دریایی به دولت کنیا کرده است. همچنین اجلاس بلندپایه 17 کشور غرب اقیانوس هند، خلیج عدن و دریای سرخ که به ابتکار سازمان دریانوردی بین‌المللی در 29 ژانویه 2009 در جیبوتی برگزار شد منجر به پذیرش ((کد رفتاری جیبوتی)) توسط این کشورها شد. بر اساس این کد، شرکت‌کنندگان بر تمایل خود مبنی بر همکاری کامل در دستگیری، تحقیق و محاکمه افرادی که مرتکب دزدی دریایی شده یا به نحو معقولی مظنون به ارتکاب راهزنی دریایی، توقیف کشتی یا اموال موجود در آن هستند تأکید کردند. همان‌طور که گفته شد این مطلب ازاین‌جهت قابل‌توجه است که عبارت ماده 105 کنوانسیون حقوق دریاها اعمال صلاحیت قضایی دولت‌ها در مبارزه با این پدیده را محدود به دول دستگیر کننده دزدان دریایی می‌کند و لاجرم جبران این نقیصه از طریق انعقاد معاهده خاص و در قالب انتقال اعمال صلاحیت قضایی از دولت دستگیر کننده به دولت محاکمه‌کننده، مواجه با اشکالاتی می‌گردد. به‌واقع سؤال این خواهد بود که دولت‌ها تا چه میزان در انصراف از اعمال صلاحیت قضایی خود در قالب موافقت‌نامه به نفع دیگر دول مختارند. دراین‌باره، ازیک‌طرف، مواجه با اختیارات و صلاحیت‌های ذاتی کشورها و نحوه اعراض از آن می‌شویم و از سوی دیگر با استانداردهای بین‌المللی در انتقال اعمال صلاحیت قضایی روبه‌رو خواهیم شد. به‌طورکلی به نظر می‌رسد ازآنجاکه صلاحیت قضایی جنبه‌ای از حاکمیت سیاسی کشورها است، آنان این اختیار رادارند که با رضایت خود، حاکمیتشان را محدود سازند. باوجوداین، جنبه‌های اعمال صلاحیت جزو ذات نظام حاکمیتی یک کشور است و گذشتن و اعراض از آن به‌نظام حاکمیتی و سیستم حکومتی لطمه وارد کرده جامعه بین‌المللی را در مواجهه با آن موجودیت به‌عنوان یک کشور دارای حاکمیت مستقل، با مشکل روبه‌رو خواهد کرد؛ اما آیا صلاحیت قضایی کشورها از آن جمله است؟ در موارد متعددی دولت‌ها حق اعمال اختیارات صلاحیتی خود در ارتباط با برخی جرائم را به دیگر دولت‌ها واگذار کرده‌اند و دولت اخیر به‌طور مؤثر در مقام نماینده دولت انتقال‌دهنده صلاحیت عمل کرده است. ازآنجاکه چنین ترتیباتی بر رضایت دولت‌ها و صلاحیت سنتی هر دولت طرف موافقت‌نامه قرارگرفته است نمی‌تواند به‌عنوان عاملی برای چالش کشیدن سیستم صلاحیت وستفالیایی و مثالی برای صلاحیت جهانی تلقی گردد. دراین‌ارتباط، قطعنامه 1897 مورخ 30 نوامبر 2009 شورای امنیت دربند 6 اجرایی، اعمال صلاحیت قضایی دول ثالث بر افراد دستگیرشده در آب‌های سرزمینی سومالی را موکول به کسب رضایت آن دولت می‌داند؛

2 “Law of the Sea.” Encyclopædia Britannica. 2009. Encyclopædia Britannica Online. 06 Feb. 2009 <http: - www.britannica.com/EBchecked/topic/530433/Law-of-the-Sea>

1 Chronological lists of ratifications of, accessions and successions to the Convention and the related Agreements as at 05 February 2009 Ocean Affairs and the Law of the Sea, Office of Legal Affairs, United Nation.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

رویکرد ایران به کنوانسیون 1982 حقوق دریاها و علل عدم تصویب آن توسط جمهوری اسلامی ایران

پایان نامه درباره هوش اخلاقي/:ذهن اخلاق مدار

ذهن اخلاق مدار

ویژگی ها: ترسیم ویژگی ها و الزامات اساسی خاص، جایگاه حرفه ای و شهروندی در ذهن و عمل در راستای این ویژگی ها و الزامات و همچنین تلاش برای انجام خوب وظایف شهروندی و حرفه ای.

مثال(آموزش رسمی): تامل درباره ی نقش کنونی تحصیلی یا نقش آتی حرفه ای و تلاش به منظور ایفای صحیح و مسئولانه ی نقش ها.

مثال(محل کار): شناسایی ارزش های محوری حرفه ای و انجام تلاش های سنجیده به منظور حفظ و انتقال این ارزش ها، حتی در زمان بروز تغییرات سریع و غیر منتظره؛ایفای نقش فردی امین که سرپرستی حوزه ای را بر عهده می گیرد و حاضر است به قیمت ضرر و زیان فردی در مسیر تحقق اهداف دیگر افراد تلاش کند؛ شناسایی وظایف شهروندی، اجتماعی، منطقه ای، ملی، جهانی و عمل به آن ها.

زمان پرورش: پس از اینکه فرد بتواند درخصوص وظایف حرفه ای و شهروندی خود به شیوه ای انتزاعی بیندیشد؛ انجام رفتار اخلاق محور نشانگر برخورداری از شخصیتی قوی است، پرورش آن نیازمند حمایت همسالان، همکاران، والدین، اجتماع و محیط کار، همچنین فراهم آوردن زمینه ی آشنایی متناوب با الگوهای خوب و بد، اخلاق مداری است.

اشکال کاذب : اتخاذ رویکردی مسئولانه و اخلاق محور در شعار و عدم تلاش برای تحقق آن در عمل، انجام رفتارهای مسئولانه و اخلاق محور در حوزه های محدود و انجام خلاف آن در حوزه گسترده تر، سازش در انجام خوب و اخلاق مدارانه ی کارها در درازمدت یا کوتاه مدت(كريمي،1392).

 

ابعاد هوش اخلاقی

لینک و کیل(2005)معتقدند هوش اخلاقی دارای ابعاد مختلفی است که عبارتند از:

1- عمل کردن مبتنی بر اصول، ارزش ها و باورها: یعنی ایجاد هماهنگی بین آنچه که بر آن باور داریم و آنچه که به آن عمل می کنیم. انجام آنچه که می دانیم درست است و عمل کردن به آن در تمام زمان ها.

2- راستگویی: انجام آنچه که می دانیم درست است و گفتن حرف راست در تمام زمان ها.

3- استقامت و پافشاری برای حق(ایستادگی بخاطر حقیقت): براساس باورها و ارزش های خود به خاطر حقیقت بر امور پافشاری نمودن.

4- وفای به عهد: داشتن صداقت کامل به معنای این است که آنچه را نمی توانیم انجام دهیم، قول ندهیم و وفای به عهد در تمام زمان ها.

5- مسئولیت پذیری برای تصمیمات شخصی: مسئولیت اعمال و پیامد های آن اعمال را در هر صورت پذیرفتن.

6- اقرار به اشتباهات و شکست ها: پذیرفتن مسئولیت اشتباهات و شکست های خود.

7- قبول مسئولیت برای خدمت به دیگران: قبول مسئولیت و توجه به دیگران مطابق ارزش ها و باورها در هر صورت و زمان.

8- فعالانه علاقمند بودن به دیگران(اهمیت دادن خودجوش به دیگران): آنچه برای دیگران انجام    می دهیم نه بر اساس دستور و یا دریافت پاداشی باشد.

9- توانایی در بخشش اشتباهات خود: آگاهی از عیوب خود و توانایی بخشش خود در قبال اشتباهات.

10- توانایی در بخشش اشتباهات دیگران: قبول افراد همانگونه که هستند و تحمل اشتباهات آنان و بخشش آن(لینک و کیل،2005ص55).

 

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

رابطه هوش اخلاقي با تعهد سازماني و اعتماد سازماني در بين كاركنان دانشگاه آزاد اسلامي واحد مرودشت

پایان نامه سازگاری زناشویی/:مفهوم شخصیت

شخصیت عبارت است از جنبه هایی از حیات انسان، اجازه می دهد پیش بینی کنیم که انسان در اوضاع و احوال معین چه رفتاری از خود نشان می دهد. (مشبکی، 1377).

شخصیت مجموعه ای از ویژگی های نسبتا پایدار است که مشترکات و تفاوت های روانی افراد را مشخص می‌کند(مقیمی، 1377).

در لغت نامه وارن[1] تعریف شخصیت چنین آمده است : شخصیت به جنبه های عقلی، عاطفی، انگیزشی  و فیزیولوژیکی فرد گفته می شود به عبارت دیگر به مجموعه مولفه هایی که انسان را سرپا نگه می داد گفته می‌شود (مای، لی، ترجمه منصور 1387). در این تعریف مجموعه عوامل درکنار هم قرار داده شده است اما اشاره‌ای به یکپارچگی این عوامل پیدا نشده است.

آلپورت، محققین بزرگ در این زمینه، شخصیت را سازمان پویای بدنی و روانی به عنوان ویژگی های رفتاری و فکری در فرد می داند در این تعریف یک عامل مهم یعنی سازمان یابی عوامل تشکیل دهنده شخصیت اشاره شد، اما جنبه های فکری و رفتاری انسان از هم متمایز گردیده است در حالیکه این مغایر با مفهوم رفتار از نظر روانشناسی است. شلدون[2]، پویا بودن شخصیت را در تعریف خود مطرح نمود و آن را چنین عنوان کرد :               « شخصیت یا سازمان یافتگی پویشی جنبه های عقلی،عاطفی، انگیزشی و فیزیولوژیکی فرد می گویند » (کریمی 1389).

پیرون [3]، وحدت یافتگی را همراه با جنبه های متمایز در تعریف خود برجسته می نمایند بدین صورت که شخصیت به وحدت یافتگی تام و تمام یک فرد همراه با ویژگی های افتراقی دایم مثل هوش و مزاج در رفتار اطلاق می گردد. (کریمی، 1389).

کتل[4]، از مقوله محتوایی در شخصیت خارج شده و جنبه کاربردی، شخصیت را در تعریف خود عنوان و آن را چنین تعریف می کند : « شخصیت چیزی است که به ما اجازه می دهد پیش بینی کنیم که شخصیت در یک موقعیت معین چه خواهد کرد، یعنی چه عملی از او ناشی خواهد شد » (پروین، ترجمه کدیور، 1381).

هیلگارد[5] شخصیت را الگوهای معین از رفتار و شیوه های تفکر می داند که نحوه سازگاری مشخص را با محیط تعیین می کند ( پروین، ترجمه کدیور، 1381).

اگر وجود مشترک تعریف های فوق را مورد نظر قرار دهیم به نقاط اشتراک می رسیم که در همه آن ها اولاً به یک رشته از ویژگی ها و خصوصیات جسمی و روانی اشاره دارند ثانیا در همه تعریف ها، به مساله تمایز، افتراق و مشخص کردن فرد از افراد دیگر به طور صریح یا تلویحی اشاره کرد.

[1] waren

[2] sheldon

[3]  pieron

[4] Cuttel

[5] Hilgard

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

رابطه پنج عامل بزرگ شخصیت با حل تعارض و سازگاری زناشویی