تاثیر اعتیاد به اینترنت بر سلامت روان، اعتماد و افسردگی

به رغم برتری ها و مزیت های استفاده از اینترنت، نگرانی های جدیدی در خصوص استفاده از آن و تاثیراتی که این تکنولوژی بر ابعاد مختلف زندگی انسان می گذارد هر روز در حال افزایش است. کاربران در پی استفاده روزافزون از اینترنت و زندگی در فضای مجازی به مدت طولانی، نوعی وابستگی کاذب به آن پیدا می کنند که رهایی از آن امری دشوار است(رسولی و آزادمجد، ۱۳۹۲).

پرداختن هر چه بیشتر به کیفیت دنیای مجازی بر روحیات و خلق و خوی افراد گوناگون است. لذا استفاده زیاد از اینترنت سبب تنبلی های جسمی، تقویت کم تحرکی و کاهش روابط با دیگران در دنیای واقعی و در نتیجه انزوای اجتماعی می شود. همچنین، افرادی که بیش از حد معمول رایانه استفاده می کنند، بیشتر احتمال دارد که چاق شوند، تهاجمی باشند، احساس اضطراب کنند و در فراگیری فرآیندهای آموزشی کندتر عمل کنند و در نتیجه سلامت روانی آنها به خطر بیفتد. به طور قطع استفاده زیاد از اینترنت معضلات و بحران های روحی و جسمی خاص خود را به همراه خواهد داشت که اگر به موقع تشخیص، به آن پرداخته نشود، می تواند سلامت روانی جامعه را با چالش های جدیدی روبرو کند(میرزائیان و همکاران، ۱۳۹۰).

اعتیاد به اینترنت شامل اعتیاد به اتاق های گپ، آنلاین و خریدهای اینترنتی می شود. همچون دیگر اعتیادها، اعتیاد به اینترنت، فرد معتاد را از خانواده و اطرافیانش منزوی می سازد. اعتیادهای رفتاری، همچون اعتیاد به شبکه های اینترنت می تواند موجب تخریب سلامت، روابط، احساسات و نهایتا روح و روان فرد گردند. به نظر می رسد که استفاده اعتیادی از اینترنت، همانند دیگر انواع اعتیاد، دارای دوره تحمل و ترک مشابهی است(ین و همکاران، ۲۰۰۷).

استفاده بیش از حد از اینترنت، انسان ها را از جامعه و ارتباطات اجتماعی واقعی دور ساخته و با حذف تعاملات واقعی اجتماعی و تسلط بر زندگی افراد می تواند با احساس تنهایی و در نهایت افسردگی در ارتباط باشد. زیرا کاربران اغلب با انتصاب روابط برخطی که ساختگی و ضعیف است و جایگزینی و ترجیح آن بر تعاملات عینی زندگی، به روابط واقعی زندگی کمتر بها می دهند و همین موضوع، می تواند با بروز افسردگی در ارتباط باشد. با افزایش افسردگی و تنهایی، معتادان اینترنتی باز هم بیشتر و هربار برای مدت طولانی تری به اینترنت وصل می شوند. این همان چرخهای است که در الکلی ها هم دیده می شود؛ یعنی نوشیدن برای فرار از مشکلات، سپس احساس بدتر شدن و سرانجام بیشتر نوشیدن برای رهایی از احساسات ناخوشایند. نتیجه ای که در این بحث بدست می آید، اثبات اصل همایندی اعتیاد به اینترنت با اختلالات دیگر است. یعنی اعتیاد به اینترنت غالباً با یکی دیگر از ا ختلالات روحی و روانی در افراد همراه است(یانگ، ۱۹۹۸، به نقل از بیدی و همکاران، ۱۳۹۱).

همانند تمام انواع دیگر اعتیاد، اعتیاد به اینترنت نیز با علائمی همچون اضطراب، افسردگی، کج خلقی، بی قراری و افکار وسواسی یا خیالبافی راجع به اینترنت همراه است. از طرفی، در عین حال که روابط این افراد در جهان مجازی افزایش می یابد، در مقابل از دامنه ی روابط آنان در جهان واقعی کاسته می شود. اختلال اعتیاد اینترنتی نوعی اختلال روان شناختی – اجتماعی است که از مشخصه های آن، علایم کناره گیری، اختلالات عاطفی و از هم گسیختگی روابط اجتماعی است. اعتیاد اینترنتی، انسان ها را به افرادی رها شده تبدیل می کند و بر روابط اجتماعی آنان تأثیر می گذارد. در نتیجه استفاده بیش ازحد از اینترنت، بهره وری و بازده کاری کاربران اینترنت، پایین می آید. آنان با تأخیر به محل کار می روند و دچار کم کاری می شوند. عدم تحرک جسمی و چاقی به همراه علایمی چون درد کمر، پشت و ماهیچه، از دیگر تبعات این مسأله اند. این کاربران به هرحال، حتی در صورت کناره گیری از اینترنت، دچار علایم اختلال می شوند(میرزائیان و همکاران، ۱۳۹۰).

 

پایان نامه ازدواج سفید

دیدگاه ها و نظریه ها در تبیین گرایش اعتیادی به اینترنت

نظریه روان کاوی[۱]

این نظریه اعتیاد را در آسیب های دوره کودکی و در ارتباط با صفات شخصیتی معین با اختلالات دیگر و آمادگی های روانشناختی ارثی در نظر می‌گیرد. در این زمینه سو (۱۹۹۴) الگوی آمادگی- استرس را مطرح می‌کند. بعضی افراد به علت عوامل گوناگون ممکن است آمادگی بیشتری را برای اعتیاد به یک چیز مثلا الکل، هروئین، قماربازی، خرید کردن، بازی های رایانه‌ای و بالاخره اینترنت داشته باشد. اگرچه بعضی از این افراد ممکن است در تمام عمر به چیزی معتاد نشوند، اما اگر عوامل استرس زا در زمان معین آن ها را تحت فشار قرار دهد،ممکن است به اعتیاد روی بیاورند. بنابراین اگر ترکیب مناسبی از زمان ، شخص و واقعه فراهم شود، فرد ممکن است به اینترنت معتاد شود(ساعتچی، ۱۳۹۱).

 

پایان نامه ازدواج سفید

نظریه شناختی[۲]

این دیدگاه تأکید ویژه‌ای بر شخص به عنوان پردازش کننده اطلاعات دارد و اختلال اعتیاد به اینترنت برآمده از شناخت های معیوب و یا پردازش معیوب شناختی است و درمان آن مبتنی بر تصحیح فرآیند شناخت های معیوب است(ساعتچی، ۱۳۹۱).

نظریه رفتاری[۳]

نظریات بسیاری در تبیین اعتیاد اینترنتی وجود دارد و از آنجا که اعتیاد به اینترنت یک پدیده میان رشته ای است و علوم مختلف پزشکی، رایانه ای، جامعه شناسی، حقوق، اخلاق و روان شناسی، هر یک از زوایای گوناگونی این پدیده را مورد بررسی قرارداده اند، در هر یک از این علوم مختلف نظریه هایی برای این اختلال مطرح شده است. اما از آنجا که هدف اصلی این مقاله بررسی نیازهای تامین شده توسط اینترنت برای معتادان اینترنتی است، شایسته است نظریه ای به کار رود که قرابت بیشتری با این هدف دارد. از این رو در این مقاله از نظریه رفتاری برای تبیین این اعتیاد به کار گرفته شده است. این نظریه براساس مطالعات “اسکینر” بر شرطی شدن کنشگر تکیه دارد که در آن شخص رفتار معینی را انجام می دهد و سپس برای این رفتار پاداش دریافت می کند (امیدوار و صارمی، ۱۳۹۰).

از جهت اینکه مواد مخدر، الکل، قمار و حتی اینترنت، پاداش های عاطفی، هیجانی، جسمانی و مانند آن را دارند، به عنوان شیوه ای برای فرار از موقعیت، در نظر گرفته می‌شوند و در بردارنده ارضای نیازی هستند. اگر فرد یاد بگیرد که وسیله ای مانند اینترنت می‌تواند برای او شرایطی فراهم کند که از واقعیت فرار کند و یا نیاز او را تامین کند، احتمالاً در آینده نیز به این کار مبادرت خواهد ورزید. این کار برای او عامل تقویت کننده خواهد بود و به صورت یک چرخه عمل کرده و باعث افزایش رفتار خواهد شد. براساس این دیدگاه، فرد برای دریافت پاداش که می‌تواند همان تامین نیازهای اولیه (براساس هرم مازلو) باشد وارد اینترنت می شود. پاداش هایی که وی از این رفتار می گیرد، شاید ارضای جنسی، تماس وارتباط بادیگران، خود شکوفایی، دریافت عشق، فرار از واقعیت و مشکلات زندگی روزمره و حتی سرگرمی‌های زیاد باشد و چنان‌چه فرد در زمان‌های آتی نیز به این پاداش‌ها نیاز داشته باشد، به اینترنت روی خواهد آورد و در نتیجه این روند تقویت شده و چرخه همچنان ادامه پیدا می‌کند. بنابراین علت کلیدی در اعتیاد به اینترنت و موضوعات وابسته به آن تقویتی است که فرد دریافت می کند.

برای تلفیق این رویکرد با رویکرد پیشین (استفاده و خشنودی) می‌توان گفت هرگاه فرد در پی ارضای نیازهای خود که هم می تواند شامل نیازهای بنیادین هرم مازلو که در ادامه مقاله به تفسیر آن پرداخته خواهد شد و هم نیازهای مطرح شده در نظریه استفاده و خشنودی، نیازهایی چون تفریح، سرگرمی، شادی های عاطفی، نیازهای اطلاعاتی، نیازهای شناختی، نیازهای اجتماعی و نیازهای غیراجتماعی و سایر موارد ذکر شده در این رویکرد باشد، به رسانه ای دلخواه روی می آورد و اگر رضامندی او از این استفاده به حدی باشد که خارج از تصور اولیه اوست، او در پی دریافت پاداش یا همان خشنودی های خواسته شده به سمت این رسانه خواهد رفت تا جایی که این رفتار به رفتاری اعتیادآور تبدیل می‌شود(امیدوار و صارمی، ۱۳۹۰).

نظریه جان سولر -در تبیین گرایش اعتیادی به اینترنت

نظریه جان سولر

سولر[۱] (۲۰۰۵)، دیدگاه خود را براساس هرم نیازهای مازلو بیان می کند. مازلو گستره وسیعی از نیازهای آدمی را براساس هرمی از نیازهای بنیادین و بیولوژیکی تا نیازهای والاتر خودشکوفایی طبقه بندی می کند که فرد نیازی را در یک سطح ارضا و به سطوح بالاتر می رود. بنابراین افراد به این دلیل شیفته شی ء، فرد یا فعالیت خاصی می شوند که نیازی را در آنها برطرف می کند.

 

پایان نامه ازدواج سفید

ابراهام مازلو مدل خود را درباره انگیزش انسانی، بر مبنای تجربه کلینیکی خود در سال ۱۹۴۳ م ارائه داد. او نیازهای بشری را به پنج طبقه تقسیم کرد و آن را سلسله مراتب نیازها نامید:

  • نیازهای فیزیولوژیک: ارضای میل های تشنگی، گرسنگی و جنسی.
  • نیازهای ایمنی: رهایی از ترس آسیب های بیرونی، تغییرات شدید برونی.
  • نیازهای مربوط به تعلق: میل به داشتن روابط عاطفی و مراقبتی، یعنی دریافت محبت و حمایت شخصی از سوی دیگران.
  • نیاز به قدرت و منزلت: احترام و ارج گذاری مثبت از جانب همسالان و وابستگان.
  • خودیابی یا خودشکوفایی: فرصت برای ارضای توان بنیادین فرد تا حد نزدیک تر شدن به خود طبیعی.

امروزه سکس مجازی موضوع داغ و تازه ای است، چرا که سکس یکی از نیازهای بیولوژیکی بنیادی است که توجه همگان را به خود جلب می کند. با اینکه بعضی از افراد در محیط های مختلف اینترنت به دنبال سکس نیستند، برخی دیگر به طور حتم چنین قصدی دارند. وقتی ذهن افراد مشغول چنین موضوعی می شود، همان دلایلی را دارد که افراد در هر بافت دیگری دچار وسواس فکری درباره سکس می شوند. اما نکته مورد توجه این است که نیازهای اساسی ای که در محیط اینترنت ارضا می شود، مانند نیازهای دنیای واقعی است(سولر، ۲۰۰۵). سکس مجازی شامل صحبت های تحریک آمیز به وسیله تایپ، توصیف دقیق رفتار و احساس ناشی از آن یا تبادل عکس است. این فرصت که نه تنها نیازهای جنسی را ارضا کنیم بلکه دست به تجربه نیز بزنیم، برخی را می فریبد. احساس تنهایی، وابستگی، خشم یا خلا درونی که باید به نوعی برطرف شود نیز می تواند به سکس مجازی منجر شود.

نیاز به ارتباط متقابل، شناخت اجتماعی و حس تعلق داشتن در دومین سطح هرم مازلو قرار دارد. انسان ها به صورت غریزی نیاز دارند به جایی بروند که دیگران آنها را می شناسند و این نیاز را می توان در محیط های مختلف اینترنت ارضا کرد و این “برتری” است که قدرت اعتیاد آوری اینترنت را فراتر از یک بازی ویدیویی می کند، زیرا حاوی چیزی است که این بازی ها فاقد آن هستند: اشخاص دیگر و مردم به افراد دیگر نیاز دارند. از دیدگاه سولر، اینترنت از آن روی بسیار فریبنده و جذاب است که جایگزین منحصر به فردی برای ارضای نیازهای اجتماعی است(سولرو هلند[۲]، ۲۰۰۳).

نیاز به یادگیری، پیشرفت، اشراف در محیط و عزت نفسی که از دستاوردهای فرد ناشی می شود، در سطح بعدی هرم نیازهای مازلو قرار می گیرد. نظریه کنشگر در روانشناسی ادعا می کند، زمانی که دست یافته های کوچک به سرعت حاصل می شوند، یادگیری در بهترین حالت خود قرار دارد. به این دلیل کامپیوتر ها چنین اعتیاد آور هستند که این کار را به صورتی کارآمد و رضایت بخش انجام می دهند. گرچه برای افرادی که انگیزه آنان جبران احساسات دیرینه شکست، بی کفایتی و جبران درماندگی یا غلبه بر نیاز شدید شناخته شدن، مورد تحسین قرار گرفتن و عشق است، علاقه شدید به پیشرفت در فضای مجازی می تواند به اعتیادی بدل شود که هرگز ارضا نمی شود(ملک احمدی و جعفریان، ۱۳۹۰).

نیاز به خودشکوفایی در بالای هرم مازلو قرار می گیرد. این نیاز دربرگیرنده بسیاری از نیازهای سطوح پایین، یعنی نیاز به برقراری روابط متقابل، ابراز خود، ارضای نیازهای هنری و ذهنی از طریق مشارکت در دنیای اطراف نیز است، اگرچه کلید دستیابی به خودشکوفایی این است که این نیاز مستلزم تلاش برای شکوفایی شخص به عنوان فرد منحصر به فردی باشد. افراد احساس می کنند با برقراری رابط با دیگران رشد می کنند. آنها با کاوش در ابعاد تکنیکی و اجتماعی اینترنت، توانایی های بالقوه ذهنی خود را ارضا می کنند. همچنین با استفاده از ابزارهای ارتباطی گوناگون در اینترنت، به علایق درونی و گرایش ها و وجوهی از شخصیت خود آگاهی می یابند که پیش از این پنهان بودند. از نظر مازلو، یکی دیگر از جنبه های مهم خودشکوفایی، رشد معنویت فرد است. اینکه افراد در فضای مجازی زندگی معنوی خود را بیابند، برای بسیاری مضحک به نظر می رسد. اما برای برخی کاربران که در اقلیت هستند، فضای مجازی راهی برای دستیابی به رمز و رازهایی درباره ماهیت آگاهی، واقعیت و خود است(همان).

دیدگاه ها و نظریه ها در تبیین گرایش به اینترنت

در بحث روابط خانوادگی با توجه به نظریه هیروشی که عامل دلبستگی و علاقه را در بحث آسیب های اجتماعی مطرح می کند هر اندازه که فرد به نزدیکان، دوستان خود علاقه نشان دهد و دارای روابط اجتماعی مستحکمی باشدکمتر دچار انحرافات می شوند. بنا براین بین مدت زمانی که فرد با اینترنت دسترسی دارد و مداومت استفاده از آن در روابط خانوادگی اثر گذار است. بدین گونه همان طور که قبلاً گفته شد هرچه از اینترنت بیشتر استفاده کنیم این میزان استفاده احتمالاً باعث کم شدن ارتباط با خانواده می شود و این منجر به کاهش روابط خانوادگی و به عبارتی ارزش های خانوادگی می گردد. بنا بر نظر هیروشی هر اندازه کاربر به اینترنت وابسته شود فرصت کمتری برای پرداخت به خانواده دارد و این ممکن است باعث کم اهمیت شدن خانواده نزد کاربر اینترنتی و در نتیجه کاهش روابط خانوادگی گردد.

 

پایان نامه ازدواج سفید

لذا با توجه به ویژگی های که درمحیط های اینترنتی وجود دارد، محیط های اینترنتی را به دو دسته تقسیم کرد؛ محیط های تعاملی در اینترنت به محیط های می گوییم که در آن کاربران می توانند ارتباط دو طرفه برقرار نمایند مثل چت و ایمیل و محیط شبه تعاملی ،به محیط های می گوییم که کاربران نمی توانند در آن محیط ارتباط دو طرفه برقرار کنند مثل انواع صفحات وب در اینترنت.

از آنجائی که در محیط های اینترنتی علی الخصوص در محیط تعاملی اینترنت افراد به راحتی می توانند نیازهای خود را مطرح کنند و این طرح نیازها باعث شکل گیری یک فضای گفت گو و مباحثه شده و در این مباحثه افکار جدیدی شکل می گیرد. بنا بر اصل دلبستگی و علاقه هیروشی روابط میان گویندگان و شنودگانی که از توان ارتباط برخودارند موجب می شود تا یکی دیگر از کارکردهای گفتار که همان شیوه زبان عادی تلفیق شده است وارد عمل گردد،که این فرایند باعث شده که من گوینده احساسات نیازها و نیت های درونیم را برای شنونده ابراز می کنم درست در همین ارتباط است که گفتار شنونده را به دنیای درونی احساس ها و انگیزهای من وارد می شوند. این احساسات باعث شده که روابط بین افراد صمیمی شده و نیازهای خود را بیان کنند و انرژی عاطفی خود را در ای محیط مصرف کنند. هر چند یکی از کاربردهایی مهم اینترنت، کاربرد اجتماعی آن است، اما به دلیل آن که روابط اینترنتی نسبت به روابط رو در رو از غنای کمتری برخوردار است، در نهایت بهره گیری از اینترنت افراد را تنهاتر می کند(امیدوار و صارمی، ۱۳۹۰).

تئوری های ارتباط جمعی -وابستگی به رسانه ها (اینترنت و…)

والد هال[۱] از فرّار بودن محتوای ارتباطی صحبت می کند، عاملی که احتمال تحصیل اثرات را کاهش می دهد. او معتقد است که «اثرات دراز مدت بیش از اثرات کوتاه مدت مورد توجه قرار می گیرد» و یا به نوعی اگر از یک پیام به طور طولانی مدت استفاده شود تأثیر آن پیام بیشتر است. کلاپر[۲] علاوه بر تکرار پیام، مدت زمان پیام را نیز در نظر می گیرد تا برنامه بتواند بالاترین اثر ممکن را داشته باشد. از این دو نظریه هم می توان مدت زمان استفاده از اینترنت و هم طول مدت دسترسی به اینترنت و همچنین مداومت استفاده از اینترنت را (روزانه، هفتگی، ماهانه) به عنوان متغیرها مستقل جهت تأثیر اینترنت بر ارزش های خانواده به کار برد، چرا که هر کدام از این عوامل باعث کاهش روابط درون خانواده و در نهایت کاهش ارزش های خانواده می شود. پس در این جا آن چه نقش مهمی را بازی می کند طول مدت دسترسی به اینترنت است. همچنین از این نظریه از میزان استفاده از اینترنت می توان استفاده کرد، بدین گونه که هرچه از اینترنت بیشتر استفاده کنیم این میزان استفاده احتمالاً باعث کم شدن ارتباط با خانواده می شود و این منجر به کاهش ارزش های خانواده نزد فرد می شود (کازنو، ترجمه ساروخانی و محسنی، ۱۳۹۰).

 

پایان نامه ازدواج سفید

دی فلور و بال روکیچ[۳] در الگوی خویش درباره وابستگی به رسانه ها براین باورند که شرط مهم برای بروز اثرات، میزان وابستگی به بعضی رسانه های ارتباطی است، مجرایی که مردم برای به دست آوردن اطلاعات مهم نسبت به آن احساس وابستگی می کنند، توان بیشتری برای ایجاد اثرات دارد، تا مجرایی که تفاوتی با مجاری دیگر ندارد و اطلاعاتی که فراهم می کند فاقد اهمیت است. با کمک این نظریه می توان وابستگی به اینترنت را مطرح کرد، بدین صورت که کاربر اینترنتی با وابسته شدن به اینترنت فرصت کمتری برای پرداختن به خانواده دارد و این ممکن است باعث کم اهمیت شدن خانواده نزد کاربر اینترنتی و در نتیجه کاهش ارزش ها و ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر شود(اسلوین، ترجمه گلیگوری، ۱۳۸۹).

نظریه کلی و ولخارت در مورد تأثیر گروه

کلی و ولخارت دریافتند افرادی که از انگیزه بالایی برای حفظ عضویت فرد در گروه برخوردارند، و بنابراین وابستگی بیشتری به تأیید دارند، بعید به نظر می رسد که ارتباطات و پیام هایی را قبول نمایند که نقطه مقابل هنجارها و ارزش های گروه هستند. فرد باید موافقت و تأیید را به دست آورد. در اینجا می توان به پذیرش توسط گروه اشاره کرد، یعنی اعضا هرچه بیشتر مورد پذیرش گروه قرار بگیرند، احتمال تأثیر پیام بر گروه بیشتر است. مناظره گروهی نسبت به سخنرانی ها از اثر بخشی دراز مدت در تغییر نگرش ها برخوردار است، همچنین اگر این مناظره گروهی به طور آزادانه برگزار شود تأثیر بیشتری در اثر بخشی به اعضا گروه خواهد داشت، بحث و مناظره آزاد در افکار و عقاید تغییر بیشتری به وجود می آورد. هرچه کاربر اینترنتی احساس کند که در محیط اینترنت بیشتر مورد پذیرش واقع می شود احتمالاً باعث خواهد شد که بر ارزش های خانواده و ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر مؤثر واقع شود و همچنین هرچه کاربران بیشتر وارد بحث ومناظره گروهی شوند احتمالاً باعث مطرح کردن موضوعات خود با محیط های تعاملی اینترنت می شوند و کمتر مسائل خود را با خانواده مطرح می کنند این امر باعث کم اهمیت شدن ارزش های خانواده و ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر نزد فرد می شود(کازنو، ترجمه ساروخانی و محسنی، ۱۳۹۰).

 

 

 

پایان نامه ازدواج سفید

محیط های شبه تعاملی

محیط های شبه تعاملی، محیط هایی است که کاربر نمی تواند در آن محیط ها ارتباط دو طرفه برقرار کند، مثل انواع صفحات وب در اینترنت که جهت تأثیر این محیط ها بر ارزش های خانواده و ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر از تئوری های ارتباط جمعی استفاده می شود که البته برای محیط های تعاملی نیز بکار می رود(اسلوین، ترجمه گلیگوری، ۱۳۸۹).

رویکردهای نظری درباره اینترنت

با توجه به ویژگی هایی که در محیط های اینترنتی وجود دارد، محیط های اینترنتی را به دو دسته می توان تقسیم کرد: محیط های تعاملی و محیط های شبه تعاملی(اسلوین، ترجمه گلیگوری، ۱۳۸۹).پایان نامه ازدواج سفید

محیط های تعاملی در اینترنت

محیط های تعاملی در اینترنت، به محیط هایی می گوییم که در آن کاربران می توانند ارتباط دو طرفه برقرار نمایند، مثل چت و ایمیل که جهت تأثیر این محیط ها بر ارزش های خانواده از تئوری کنش ارتباطی هابرماس و به جهت تشکیل گروه در محیط های تعاملی اینترنت از تئوری کلی و ولخارت در زمینۀ تأثیر گروه استفاده می کنیم(اسلوین، ترجمه گلیگوری، ۱۳۸۹).

نظریه کنش ارتباطی هابرماس

قبل ازپرداختن به نظریه کنش ارتباطی هابرماس[۱]، ابتدا به حوزه عمومی مورد نظر هابرماس می پردازیم. حوزه عمومی مورد نظر هابرماس فضایی است که درآن فضا، افراد به شیوه عقلانی بتوانند به بحث بپردازند و دراین بحث به توافقی برسند و افراد دراین محیط ها بتوانند به طور برابر شرکت کنند، قدرت دراین بحث ها دخالتی ندارد، هر موضوعی بتواند در این بحث ها مطرح شود، دراین بحث ها افراد بتوانند مسائل خصوصی خود را مطرح کنند، این بحث ها همیشه باز است و همیشه می توان به آن رجوع کرد ودرباره آن بحث کرد. پس محیط اینترنت این فضا را فراهم کرده و شرایط حوزه عمومی مورد نظر هابرماس را تا حدودی دارا می باشد، حوزه عمومی هابرماس عرصه ای است که درآن افراد به منظور مشارکت در مباحث باز و علنی گرد هم می آیند وکنش ارتباطی از طریق بیان و گفت وگو تحقق می یابد. در فضای محیط های تعاملی اینترنت بحث “شرایط آرمانی سخن” مورد نظر هابرماس تحقق می یابد و می توان آن را بدین گونه مطرح کرد: هابرماس معتقد است که نیازهای اساسی یا اصیل معینی وجود دارد که تمامی افراد کاملاً آزاد آن ها را دارند و این نیازها توسط هرکس که صمیمانه وارد یک گفت وگوی عملی شود ضرورتاً کشف خواهد شد. با توجه به این که در محیط اینترنت علی الخصوص در محیط تعاملی اینترنت افراد به راحتی می توانند نیازهای خود را مطرح کنند و این طرح نیازها باعث شکل گیری یک فضای گفت وگو ومباحثه شده و در این مباحثه افکار جدیدی شکل می گیرد، هابرماس می افزاید روابط میان گویندگان و شنودگانی که از توان ارتباط برخوردارند، موجب می شود تایکی دیگر از کارکردهای گفتار که همان شیوه یا همان کاربرد زبان عادی تلفیق شده است وارد عمل گردد و در کاربرد توصیفی زبان هر گفتار کنش نوعی در بردارنده قول صمیمیت یا صداقتی است که با آن من گوینده احساسات،نیازها و نیت های درونیم را برای شنونده ابراز می کنم، درست در همین بعد است که گفتار شنونده را به دنیای درونی احساس ها و انگیزه های من و همین طور به ارزیابی صحت گفته های من می کشاند. پس این احساسات باعث شده که روابط بین افراد صمیمی شده و نیازهای خود را بیان کنند و انرژی عاطفی خود را در این محیط مصرف کنند، اگر بخواهیم نظریه کنش ارتباطی را به صورت مدل علّی در آوریم، به صورت زیر می باشد.

 

انواع اعتیاد به اینترنت

پایان نامه ازدواج سفید

اعتیاد اینترنتی» اصطلاح وسیعی است که تنوع گسترده‌ای از رفتارها و مشکلات مربوط به کنترل وسواس و انگیزش را در بر می‌گیرد. دیویس از زاویه نوع استفاده از اینترنت، معتقد است که کاربران به دو شکل آسیب شناسانه و مرضی از اینترنت استفاده می کنند:

۱-استفاده مرضی ویژه از اینترنت: این نوع استفاده از اینترنت، به استفاده بیش از اندازه و سوء استفاده از اینترنت اشاره داشته و ریشه آن در آسیب شناسی روانی قبلی فرد است که در اثر عوامل تقویتی که از اینترنت دریافت می کند، در فرد باقی می ماند. مانند قماربازی، هرزه نگاری، و مانند آن که اگر شخص به اینترنت دسترسی نداشته باشد، از طریق دیگر نشان داده می شود، اما چون این فرصت در اینترنت فراهم است، فرد به آن روی می آورد.

۲-استفاده مرضی کلی (فراگیر) از اینترنت: این نوع استفاده اعتیادی از اینترنت، شامل استفاده مرضی کلی از اینترنت نظیر چت، پرسه زدن، نامه الکترونیکی و جز اینها بوده و علت اصلی آن، نوع بافت اجتماعی فرد است (امیدوار و صارمی، ۱۳۹۰).

بطور جامع و خلاصه، اعتیاد اینترنتی چندین گونه‌دارد که پنج نوع آن شایع‌‌ترین است. ضمن آنکه هر یک از این گونه ها، شاخصه‌ها و معرفهای خاصی دارند، که با بقیه متفاوت است:

۱-اعتیاد به سایبر سکس

امروزه مطالب زیادی راجع به شیوع هرزه نگاری و سکس سایبر در اینترنت در اتاقهای چت شنیده و یا خوانده می‌شود. اما‌، چیزی که مردم درک نمی‌کنند، این است که هرزه اینترنتی، کسب‌و‌کار و تجارت بزرگی است. سایتهای هرزه نگاری، بزرگترین بخش از فروشهای تجارت الکترونیکی را تشکیل می‌دهند. در این نوع اعتیاد، افراد معتاد تمایل شدیدی به مشاهده، دریافت و یا حتی تجارت موارد محرک جنسی و صحبت در این رابطه در اتاقهای گفت‌وگوی خاص دارند.

همانند سایر انواع اعتیاد به اینترنت، اعتیاد به سکس سایبر و یا روابط سایبر نیز به موضوع رهاشدن از واقعیت اشاره می‌کند، که طی آن زمان، پول، عواطف و انرژی به گونه‌ای صرف اینترنت می‌شود که روز به روز از کنترل فرد خارج می‌شود. اینترنت تنها چیزی را فراهم می‌کند که معتادان به اینترنت دنبال آن هستند: انزوا، گمنامی، و ابزار مخفی نگه‌داشتن هزینه‌هایی که بارها صرف خرید هیجان سکسی می‌شود. از نمونه‌های فعالیتهای سکسی سایبر می‌توان به مواردی چون کپی ‌کردن و یا نگاه‌کردن عکس‌های هرزه همراه با خودارضایی، مطالعه و یا نوشتن نامه‌ها و داستانهای صریح سکسی، ارسال نامه الکترونیکی و یا قراردادن آگهی با هدف برقراری ملاقاتهای شخصی با کسی، بازدید از اتاقهای سکسی چت و پرداختن به فعالیتهای آن‌لاین تعاملی اشاره کرد(دیویس[۱]، ۲۰۰۱).

۲-اعتیاد از نوع روابط سایبر

افرادی که دچار اعتیاد به گپ زدن و گفت‌وگوی اینترنتی می‌شوند، معمولاً بیش از حد درگیر روابط اینترنتی‌اند و احتمال اینکه به مسائل غیراخلاقی نیز آلوده شوند، بالاست. دوستی اینترنتی خیلی سریع اهمیت و جایگاه روابط خانوادگی و دوستان قدیمی را می‌گیرد. این اعتیاد در اکثر موارد منجر به شکست ازدواجها و بی‌ثباتی در روابط خانوادگی می‌شود. طبق آمار منتشر شده از سوی موتور جست‌وجوی Goto در مورد تعداد جستجوها در اتاقهای چت، در سال ۲۰۰۱ تعداد این جست‌وجو روزانه به ۱۱۷۴۲۷ مورد رسیده است(غمامی، ۱۳۸۴).

 

۳-اعتیاد به خرید، تجارت و مزایده

در حال حاضر خرید و فروش آن‌لاین رشد فزاینده‌ای در میان عموم یافته است. از این رو، زیاد می‌بینیم افرادی که دچار مشکلات ناشی از خرید و فروش آن‌لاین سهام از جمله خرید کالاهای آن‌لاین و سایر سایتهای مزایده هستند. این اعتیاد دربرگیرنده مقوله وسیعی از رفتارهایی است که می‌توانند شامل علاقه مفرط به قمار اینترنتی، خرید و یا معامله سهام باشد. این افراد به منظور افزایش سرمایه خود از کازینوهای مجازی، بازیهای جذاب‌، حراجیهای اینترنتی و یا بازارهای دلالی استفاده می‌کنند، اما این فعالیتها اکثراً باعث نابودی سرمایه شده و به قیمت اهمال دیگر وظایف شغلی و متزلزل شدن روابط خانوادگی تمام می‌شود(معیدفر و همکاران، ۱۳۸۶).

 

اعتیاد به اینترنت

هولمز در تعریف خود از اعتیاد اینترنت[۱]، به تعریف استفاده طبیعی و معمولی اینترنت پرداخته و می‌گوید که هر گاه میزان استفاده از اینترنت به کمتر از ۱۹ ساعت در هفته برسد، در آن صورت می‌گوییم که فرد به شکل طبیعی از اینترنت استفاده می‌کند. بنابراین، از نظر هولمز، فردی که بیش از ۱۹ ساعت در هفته از اینترنت استفاده می کند، معتاد به اینترنت است. یونگ نیز اشاره می‌کند که فرد معتاد کسی است که حداقل ۳۸ ساعت در هفته و یا ۸ ساعت در روز، وقت خود را صرف استفاده از اینترنت می‌کند.

پایان نامه ازدواج سفید

 

متخصصان در زمینه آسیب‌شناسی، محدودترین تعریف را برای طبقه‌بندی استفاده از اینترنت ارائه می‌دهند. به‌طوری که چنانچه فرد در هفته ۲ تا ۳ ساعت از اینترنت استفاده کند، یک کاربر معمولی، و چنانچه میزان استفاده وی از اینترنت به ۸/۵ ساعت و یا بیشتر برسد، کاربری است که باید مورد بررسیهای آسیب‌شناسانه قرار گیرد.گولدبرگ معتقد است که اعتیاد اینترنتی عبارت است از استفاده بیمارگونه و وسواسی از اینترنت، که معیارهایی همچون تحمل و علائم کناره‌گیری، از شاخصه‌های آن هستند(لیم[۲] و همکاران، ۲۰۰۴). درکل باید خاطرنشان کرد که اعتیاد و وسواس به اینترنت شامل استفاده بیش از حد (بیش از۲ساعت درروز) و وسواس گونه از اینترنت جهت تجارت های آنلاین، بازی ها و حراجی های آنلاین و قمار بازی است که باعث دورشدن ازاجتماع حقیقی، افسردگی، بدخوابی، چاقی وتنبلی می شود. بنابر نظر کارشناسان، این پدیده با توجه به فضای تحریک کننده و جذاب اینترنت در حال گسترش است و درصورت عدم استفاده صحیح مشکلات اجتماعی بسیاری را برای جوامع مدرن و غیر مدرن ایجاد می کند. خبرزدگی و اعتیاد به اطلاعات، سبب دور شدن از خانواده و محیط اجتماعی و تحت تأثیر قرار گرفتن فرد توسط رسانه ها و اخبار منتشر شده در فضای سایبر می شود. بنابراین اعتیاد به رایانه بر اساس تعاریف جامعه شناختی و روانشناسی به استفاده مداوم از رایانه و بازی ها و برنامه های آفلاین رایانه اطلاق می شود.

انجمن روانپزشکی آمریکا برای شناخت اعتیاد اینترنتی و افرادی که به استفاده مفرط از اینترنت معتادند، معیارهایی را مشخص کرده است که طبق آن، چنانچه بخواهیم فردی را معتاد به اینترنت بنامیم، باید حداقل سه مورد از معیارهای هفتگانه زیر، در طول یک دوره ۱۲ماهه (یک ساله) در وی دیده شود. معیارهای پیشنهادی این انجمن شامل ۷ مورد به شرح زیراست:

۱-تحمل: این معیار به معنای صرف زمان بیشتری برای اینترنت به منظور رسیدن به رضایت است. در این شرایط، با وجود صرف همان میزان وقت، میزان رضایتمندی کاربر کمتر است و نیاز به زمان بیشتری دارد تا به همان درجه از رضایت قبلی برسد.

۲-وجود دو یا چند علامت کناره‌گیری در طی دو روز در ماه که بعد از کاهش و یا ترک مداوم استفاده از اینترنت حاصل می‌شود. این مسئله باید موجب بروز دردها و رنجها و یا اختلالاتی در عملکرد اجتماعی، فردی و یا آموزش شود.
۳-از اینترنت به منظور تخفیف و یا اجتناب از علائم کناره‌گیری استفاده می‌شود.

۴-از اینترنت، اغلب در دوره‌های زمانی پیش از آنچه که در ابتدا مدنظر بود، استفاده می‌شود.

۵-حجم قابل توجهی از وقت صرف فعالیتهای مربوط به کاربری اینترنتی (برای مثال، کتابهای اینترنتی، جست‌و جوی بروزرهای جدید وب، جست‌وجوی فروشندگان اینترنتی و جز اینها) می‌شود.

۶-به‌خاطر استفاده از اینترنت، از فعالیتهای مهم اجتماعی، شغلی و یا تفریحی دست کشیده و یا کاسته می‌شود.

۷-فرد به‌دلیل استفاده مفرط از اینترنت، خطر فقدان روابط مهم، شغل، و فرصتهای آموزشی و شغلی را می‌پذیرد(معیدفر، حبیب پور و گنجی، ۱۳۸۶).

بررسی علت های افسردگی

عوامل متعددی چون ارث ، محیط ، شخصیت فرد و اجتماع در بروز افسردگی دخالت دارند .

الف ) ارث

امکان بروز افسردگی در فردی که سابقه‌ ابتلایبه اینبیماری را در خانواده خود داشته ، زیاد است ( به ویژه نوع دو قطبی )با توجه به اینکه افرادی که سابقه ژنتیکی ندارند نیز ممکن است به این بیماری دچار شوند .

ب ) محیط

عوامل ایجاد کننده ی فشار روانی در زندگی همه یما وجود دارد که از جمله ی آنهامی توان بهاز دست دادن عضوی از خانواده و دارایی ، اشکال در برقرار کردن ارتباطبا اطرافیان ، مشکلات مالی و تغییر چشمگیر در شیوه و سبک زندگی اشاره کرد که این هااز جمله عوامل مهم تلقی می شوند. به علاوه ، اعتیاد در۳/۱ مواردمنجر بهبیماری افسردگی خواهد شد.

ج )عامل های روانی اجتماعی

یک انسان منفی باف ، از اعتماد به نفس پائینی برخوردار است و نمی تواند وقایع زندگی خود را در دست بگیرد . دیدگاه و نگرش منفی سبب می شود که اثر عوامل استرس زا بیشتر شده و تندرستی فرد به خطر بیفتد . پژوهشگران معتقدند که منفی بافی در کودکی شکل گرفته و پرورش دختران به شیوه های سنتی سبب بروز این گونه تفکر و دیدگاه خواهد شد(جفرسون و گریست، ترجمه قراچه داغی، ۱۳۸۸).

پایان نامه ازدواج سفید

 

 

انواع افسردگی و علائم آن

انواع افسردگی و علائم مربوط به آن

افسردگی دو نوع است ،‌ یک قطبی و دو قطبی . در نوع دوم ( دو قطبی ) علاوه بر احساسغم واندوه ، با علائمی چون پرحرفی ، فعالیت زیاد و تحریک پذیری نیز رو به رو خواهیم بود . زنان کمتر از مردان به نوع دوم ( دو قطبی) افسردگی مبتلا می شوند . علائم افسردگی عبارتند از:

علائم افسردگی

– شکایات مختلف جسمی و دردهای پراکنده
– احساس خستگی دائم
– سوء هاضمه و یبوست
– اختلالات قاعدگی و جنسی
-عدم احساس شادی و نشاط
– لذت نبردن از زندگی
– زودرنجی
-از دست دادن توانایی انجام کارهای روزمره
– کم خوابی و کم اشتهایی و گاهی برعکس
-از دست دادن قدرت تصمیم گیری
– احساس بی ارزشی و بی کفایتی
– اشتغالات ذهنی دائمی درباره مرگ
– اقدام به خودکشی (روزنهان، ترجمه سید محمدی، ۱۳۹۱).

پایان نامه ازدواج سفید

 

نظریه شناختی در مورد افسردگی – دیدگاه انسان گرایی یا هستی گرایی

الف)نظریه های اسنادی مانند درماندگی آموخته شده : مدل اسنادی درماندگی آموخته شده بیان می‌کند که افراد وقتی با حادثه‌ای‌برخورد می‌کنند، ممکن است به شیوه‌های مختلفی آن را تبیین کنند. چگونگی‌تبیین این حوادث بر رفتار آینده آنها تاثیر می‌گذارد.

ب)نظریه هایی که بر جنبه های شناختی فشار روانی تاکید دارند، ج)نظریه های پردازش اطلاعات د)الگوی تحریف شناختی “بک” است(روزنهان، ترجمه سید محمدی، ۱۳۹۱).

 

پایان نامه ازدواج سفید

 

دیدگاه رفتاری

متخصصین این حیطه چنین فرض می کنند که افسردگی و فقدان تقویت به هم وابسته اند .بسیاری از نظریه پردازان یادگیری نیز به طور گسترده ای تحت تاثیر مطالعات اسکینر در مورد شرطی کردن عامل (کنش گر )قرار گرفته اند.

آزمایش های انجام شده نشان می دهند که رفتارهای آدمی میتواند به طریقی مشابه دستکاری شود .عقایدناشی از کار اسکینر با تاکید بر تعامل اجتماعی ،مخصوصا روی این موضوع است چطور رفتار افراد دیگر می تواند به عنوان عامل تقویت کننده عمل کند.میزان پایین بازده رفتار و احساس غم یا ناراحتی همراه با افسردگی ناشی از میزان پایین تقویت مثبت است .از نظر آن دیدگاه نقص در مهارت های اجتماعی یکی از علل عمده میزان پایین تقویت به شمار می آید ،همچنین افسردگی و تقییر رفتار افراد ،آنها را کمتر دوست داشتنی می سازد .بنابراین ،نوعی چرخه معیوب به وجود می آید . لذا ،آشنایان تا حد ممکن سعی کنند برخوردشان را با افراد افسرده کم نمایند ،در این هنگام میزان تقویت فرد بیش از پیش کاهش می یابد ودر نتیجه ،افسردگی تشدید می شود(روزنهان، ترجمه سید محمدی، ۱۳۹۱).

دیدگاه انسان گرایی یا هستی گرایی

فقدان عزت نفس از موارد مهمی است که نظریه پردازان هستی گرا به آن توجه کرده اند ،این نظریه پردازان بر وجود تفاوت بین خود آرمانی شخص و درک وی از واقعیت عموم تاکید دارند .احتمالا وقتی تفاوت بین آرمان و واقعیت به قدری زیاد باشد که فرد نتواند آنرا تحمل کند ،افسردگی ایجاد می شود(جفرسون و گریست، ترجمه قراچه داغی، ۱۳۸۸).

 

 

نظریه های مربوط به افسردگی -نظریه روان کاوی -نظریه ی زیست شناسی

افسردگی

افسردگی[۱] یک مشکل مهم سلامت عمومی است که شیوع بالایی دارد و بر افراد و جامعه تاثیر ویرانگری می گذارد(لو[۲] و همکاران، ۲۰۱۴). افسردگی، رایج‌ترین اختلال روانی است که اخیرا به شدت رو به افزایش نهاده است. افسردگی را سرماخوردگی بیماری روانی نیز می‌نامند. تقریبا همه، حداقل به صورت خفیف احساس افسردگی کرده‌اند. احساس دمغی، بی‌حوصلگی، غمگینی، ناامیدی، دلسردی و ناخشنودی همگی از تجربیات افسردگی رایج هستند. این حالت را افسردگی بهنجار می‌گویند(روزنهان، ترجمه سید محمدی، ۱۳۹۱). ارائه تعریف افسردگی آسان نیست، چرا که پیشنهاد تعریفی که مورد پذیرش همه متخصصان و پژوهشگران قرار گیرد، غیرممکن می‌باشد. حال به برخی از تعاریف عمده افسردگی اشاره می‌کنیم: افسردگی، به منزله یک بیماری خلق‌وخو یا اختلال کنش خلق‌وخو است. افسردگی، نشانگانی است که تحت سلطه خلق افسرده است و بر اساس بیان لفظی یا غیر لفظی عواطف غمگین، اضطرابی و یا حالت‌های برانگیختگی نشان داده می‌شود. افت گذرا یا مداوم تنود عصبی – روانی که به صورت یک مؤلفه بدنی مانند سردرد، بی اشتهایی، یبوست و کاهش فشار خون و یک مؤلفه روانی مانند غمگینی، ناتوانی و احساس به پایان رسیدن نیرو نمایان می‌شود. حالت روانی ناخوش که با دل‌زدگی، ‌یأس و خستگی‌پذیری مشخص می‌شود و در بیشتر مواقع با اضطرابی کم و بیش شدید همراه است (دادستان، ۱۳۹۰).

پایان نامه ازدواج سفید

 

نظریه های مربوط به افسردگی

نظریه ی زیست شناسی

نظریه زیست شناسی فرضش بر این است که علت افسردگی یا در ژن ها و یا در بعضی کارکرد های ناقص فیزیولوژیکی است که احتمال دارد مبنای ارثی داشته باشد،یافته های بدست آمده از تحقیقات صورت گرفته بر روی دوقلوها از سال ۱۹۳۰نشان می دهد که افرادی که در بعضی موارد افسردگی راتجربه می کنند حداقل در دو نسل ازبستگانشان چنین رفتارهایی مشاهده شده است(روزنهان، ترجمه سید محمدی، ۱۳۹۱).

نظریه روان کاوی

در نظریه روانکاوی ، وقتی به دلائلی نیاز شخصی به محبت و مواظبت در دوران کودکی ارضاء‌ نشده باشد ، از دست دادن چیزی در دوران بعدی زندگی سبب می شود که شخص بحالت درماندگی و افسردگی واپس روی کند. فرد مبتلا به افسردگی احساسات خصمانه خود را واپس می زند چون می ترسد کسانی را که به حمایتشان نیاز دارد از دست بدهد مطالعات روان شناختی ،افسردگی را واکنش پیچیده در قبال از دست دادن چیزی توصیف می کند. پس بخشی از رفتارهای شخص افسرده نمودار نیاز او به محبت است.

فروید(۱۹۵۷)در اثر خود تحت عنوان “سوگواری و مالیخولیا “سوگواری طبیعی و مالیخولیا “افسردگی “را پاسخ هایی به از دست دادن شخص یا چیزی مورد علاقه توصیف می کند .به هر حال ،فرد مبتلا به مالیخولیا بر خلاف فرد سوگوار دچار خود کم بینی فوق العاده “عجز در خود”در مقیاس کلی است

افسردگی نخستین اختلال توصیف شده است که در آن به جای میل جنسی ،عواطف به عنوان عاملی مرکزی مطرح می شود.مالیخولیا به نظر فروید اندوهی افراطی ،مشوش کننده ،مهمتر و غالبا نامربوط به محیط است که ظاهرا برای فرد دیگر بی مورد تلقی می شود.فروید اعتقاد داشت فرد افسرده و جوان فراخودی قوی و تنبیه کننده دارد. او بر احساس گناهی که وجدان به وجود می اورد تاکید میکند . فروید فکر می کرد علت اینکه وجدان تا این اندازه قوی می شود به خاطر کنترل احساسات ،عصبانیت و پرخاشگری است که در غیر این صورت ممکن است عینی ظاهر شود و به دیگران آسیب برساند(روزنهان، ترجمه سید محمدی، ۱۳۹۱).

نظریه یادگیری

نظریه های یادگیری درباره افسردگی بیشتر بر شیوه های زندگی فعلی فرد تمرکز دارند ،‌ تا به تجارب گذشته او نظریه یادگیری برای تحلیل افسردگی بر دو :عامل تکیه دارد: ۱-تقویت ۲-عوامل شناختی

رویکرد تقویت: افرادبه این علت افسرده می شوند که در محیط زندگیشان کوچکترین تقویتی وجود ندارد وقتی افراد افسرده وغیرفعال می شوند برای مدتی از همدردی اطرافیان و نزدیکان بهرمند می شوند ولی پس از مدتی از آنجا که اطرافیان از فردی که پذیرای شادی نیست زود خسته می شوند کم کم از روابط متقابل بین فرد افسرده و دیگران کاسته می شود و باعث انزوای اجتماعی و ناخشنودی فرد افسرده می گردد، به همین ترتیب دور باطلی بوجود می آید که باعث کاهش تقویت و کاهش فعالیت فرد افسرده می شود

رویکرد شناختی: این رویکرد بر دیدگاه فرد درباره خود و جهان اطراف خود تاکید دارد ، نه بر اعمال فرد . بر طبق این نظریه در افراد مستعد به افسردگی این نگرش وجود دارد که خودشان را از یک دیدگاه منفی و انتقاد آمیز بنگرند ،‌ به این شکل که آنان بیشتر در انتظار شکست هستند ،‌ تا موفقیت شاید بتوان گفت امروزه یکی از بانفوذترین نظریه های روان شناختی افسردگی ، دیدگاه شناختی است.

پایان نامه ازدواج سفید

 

محققان تحقیقات زیادی در مورد شناخت درمانی و نتیجه موثر آن نسبت به روش دارو درمانی انجام داده اند .یکی از این تحقیقات در مرکز شناخت درمانی دانشکده ی پزشکی دانشگاه پنسیلوانیا به وسیله جان راش و ارون بک و ماریا کورواکس و استیون هولون با استفاده از روش تحقیق آزمایشی صورت گرفته است.

.بک عقیده دارد که افسردگی اختلال تفکر است اختلال خلق وی افسردگی را بهترین وجه مثلث شناختی افکار منفی درباره ی خود ،موقعیت و آینده توصیف می کند .شخص افسرده واقعیت ها را به طریق منفی تعبیر می نماید و روی جنبه های منفی هر موقعیت تمرکز می کند و در مورد آینده نیز نظر ناامید کننده و بدبینانه ای دارد(جفرسون و گریست، ترجمه قراچه داغی، ۱۳۸۸).

اعتماد به نفس از دیدگاه رویکردهای روانشناسی

 

مطالب کامل در پایان نامه موجود است- اینجا فقط تکه هایی به صورت رندم درج می شود

سوم. کارن هورنای علاوه بر اینکه خود آگاهی را کلید رشد خودجوش انسان می دانست، راجع به نیازهای روان رنجوری معتقد بود که هر یک از مکانیزم های دفاعی و ایمنی که از نیازهای دوران کودکی هستند، می توانند به اجزای ثابت شخصیت تبدیل شوند و پس از آن به صورت یک نیاز، رفتار فرد را تحت تاثیر قرار دهند. بنابراین وی نیاز به وجهه و اعتبار، تحسین و تمجید شخصی، موفقیت و همت بلند، خودبسندگی و استقلال را در زمره آن نیازها قرار داد. او مدعی شد که افراد سالم با روان رنجور برای خود، یک خودانگاره با تصویر آرمانی می سازند که انعطاف پذیر و پویا استو همراه با تغییرات فرد تغییر می یابد و منعکس کننده توانایی ها، رشد، آگاهی و اهداف تازه فرد است؛ بنابراین خود انگاره فرد روان رنجور جانشین نامناسبی برای اعتماد به نفس و ارزشمندی واقعی فرد می باشد(شولتز، ۱۳۸۶).

پایان نامه ازدواج سفید

 

چهارم و پنجم. اغلب روانشناسان مانند ویلیام جیمز[۱](۱۸۴۲-۱۹۱۰م)، احترام به خود را به عنوان عامل اصلی در سازگاری اجتماعی-عاطفی در نظر می گیرند؛ اگر فرد به سطح خواسته های خود رسیده باشد، نتیجه آن، حس ارزشمند بودن و حرمت خود بالاست و اگر فاصله زیادی بین این دو مرحله باشد، ناکارآمدی و بی ارزشی حاصل می شود(شجاعی، ۱۳۸۸). از طرف دیگر آدلر[۲] (۱۹۷۰-۱۹۳۷م)، هورنای و راجرز مفهوم خودپنداره را در نظرات خود پیرامون شخصیت وارد کرده اند.

نتیجه تحقیقات تجربی این افراد این است که احترام به خود با عملکرد مناسب تر و موثرتر مرتبط است. آدلر و موافقانش در نیازهای فوق با مزلو موافق بوده و به طور نسبی آن را تاکید کرده اند، ولی فروید[۳] (۱۸۵۶-۱۹۳۹م) کم و بیش از توجه به آنها غفلت ورزیده است. اما با این همه، امروزه اهمیت و نقش محوری این نیازها، بیش از پیش قابل قبول روان شناسان بالینی است.

کوپر اسمیت[۴](۱۹۶۷م) هم بیان می کند کودکانی که عزت نفس بیشتری دارند، افرادی هستند که احساس ارزشمندی، استقلال و خلاقیت کرده و به آسانی تحت تاثیر و نفوذ عوامل محیط واقع نمی شوند؛ بنابراین بی احترامی و بی توجهی، اعتماد به نفس را می کاهد و سلامت روانی را به خطر می اندازد. هری استاک سالیوان[۵] (۱۸۹۲-۱۹۴۹م) نیز اشاره دارد که تصور فرد از خویشتن، ناشی از بازتاب ارزیابی های دیگران است؛ یعنی فرد در فضای پذیرش، تایید و حمایت، مفهوم مثبتی از خودش نمودار می سازد(اسلامی نسب، ۱۳۷۳). بنابراین باید درجاتی از اعتماد در هر انسانی وجود داشته باشد، اعتمادی که فقدانش برای شخصیت سالم غیر قابل قبول است و هر قدر درجات کمی و کیفی اعتماد به نفس بیشتر باشد، بهداشت روانی فرد بیشتر تضمین می شود و فرد دارای حرمت خود بالا، استقلال و خلاقیت بیشتری داشته و منظر او نسبت به شکست ها و کنترل خواسته ها و امیال به گونه دیگری است(لواسانی و آذربایجانی، ۱۳۹۱).

الگوی رفتارگرایی

طبق این الگو، سلامت روان به معنای وجود رفتار سازگارانه و عدم رفتار ناسازگارانه است. «رفتار سازگارانه» رفتاری است که فرد را به اهدافش برساند و «رفتار ناسازگارانه» رفتاری است که فرد را از رسیدن به اهدافش باز دارد. بر اساس چارچوب این دیدگاه، فرد سالم کسی است که در جامعه طوری رفتار کند که به اهدافش برسد. حال اهداف چه باشند و جامعه چه جامعه ای باشد، فرق نمی کند و چندان اهمیتی ندارد! بیمار هم کسی است که رفتارش او را به اهدافش نرساند! تلاش و هدف نهایی این الگو و نظام ارزشی آن این است که شیوه های رفتار سازگارانه و رسیدن به اهداف را به افراد آموزش دهد. در الگوی رفتارگرایی، اهتمام بر این است که فرد به هدفش برسد; فرقی نمی کند که این هدف خوب باشد یا بد، و درکنارش حق دیگران ضایع شود یا نشود.

پایان نامه ازدواج سفید

 

این تعریف از «سلامت روان» یکی از رایج ترین تعاریف بهداشت روانی است که در عصر کنونی به چشم می خورد و متعلّق به یک نظام ارزشی و یک مکتب روان شناختی است که به مکتب «رفتارگرایی» (اصالت رفتار) معروف است. اگرچه ریشه و مرکز این نوع تفکر و عمل در آمریکاست، ولی امروزه به سراسر جهان سرایت کرده و حتی در مشرق زمین و کشورهای اسلامی نیز عده ای خواسته یا ناخواسته عملکردی مطابق و هماهنگ با این دیدگاه دارند(همان).

الگوی انسان گرایی

روان شناسی «انسانگرا» الگویی از سلامت روان را ارائه می دهد که با سه الگوی پیشین تفاوت فراوانی دارد. در این الگو، بر طبیعت و جنبه های مثبت انسان و فعّال بودن وی تأکید می شود. طبق این الگو، «سلامت روان» به معنای رشد، شکوفاسازی و تحقق استعدادها و نیروهای درونی انسان است.

از چشم انداز این الگو، انسان سالم کسی است که استعدادهای خود را شکوفا سازد و به کمال مطلوب و ایده آل برسد. در نظام ارزشی این الگو، هدف و هنر انسان رسیدن به کمال و شکوفاسازی تمام استعدادهای ذاتی و درونی وی است.

در دیدگاه «انسانگرا»، انسان با یک سلسله متنوع از استعدادها و نیروها متولّد می شود که روی هم رفته، به «طبیعت انسان» معروف است. این نیروها عبارتند از: هوش، نیازها و غرایز، معنویات و الهیّات، عاطفی بودن، اجتماعی بودن و مانند آن که بر اساس این الگو، تمام آنها، هم سالم هستند و هم مثبت. همه انگیزه انسان و اصلی ترین انگیزه وی نیز شکوفاسازی این نیروهای سالم و مثبت است.

پایان نامه ازدواج سفید

 

طبق این الگو، انسان کلّیتی است متشکل از روح و جسم (تن و روان) که همواره به طرف خودشکوفایی و کمال در حرکت است. این دیدگاه بر خلاف سه دیدگاه قبل، انسان را ذاتاً سالم، مثبت و فعّال می پندارد که با اراده، اختیار و مسئولیت خودش، اعمال و کردارش را انجام می دهد. وی مسئول سلامت خویش است و اگر هم مریض شود، خودش باید در درمانش فعّال و تصمیم گیر باشد.

از میان روان شناسان انسانگرای معروف، می توان به چهره هایی همچون گوردن آلپورت (۱۸۹۴ـ۱۹۶۷)، کارل راجرز (۱۹۰۲ـ ۱۹۸۷)، آبراهام مزلو (۱۹۰۸ـ ۱۹۷۰) و تا حدّی اریک فروم (۱۹۰۰ـ ۱۹۸۰) و دیگران اشاره نمود که بررسی نظرات هر یک از آنان نیازمند مقاله ای مستقل است(شولتز، ترجمه کریمی و همکاران، ۱۳۸۶).

سلامت روان از نظر مکتب روان تحلیلی

به عقیده فروید ویژگی خاصی که برای سلامت روان شناختی ضروری است خودآگاهی است. او انسان متعارف را کسی می داند که مراحل رشد روانی را با موفقیت طی کرده و در هیچ یک از مراحل بیش از حد تثبیت نشده باشد. از نظر فروید کمتر انسانی است متعارف به حساب می آید و هر فرد به شکلی نامتعارف است.

طبق تعریفی که آدلر از سلامت روان مطرح نموده است. فرد سالم زندگی خود را با واقع بینی کامل طرح می نماید تا به هنگام پر شدن با احساس حقارت غیر قابل جبران مواجه نگردد. فرد سالم به عقیده آدلر از مفاهیم و اهداف خودش آگاهی دارد و عملکرد او مبتنی بر نیرنگ و بهانه نیست. او جذاب و شاداب است و روابط اجتماعی سازنده مثبتی با دیگران دارد. فرد دارای سلامت روان به نظر آدلر روابط خانوادگی صمیمی و مطلوبی دارد و جایگاه خودش را در در خانواده و گروههای اجتماعی به درستی می شناسد.

پایان نامه ازدواج سفید

 

همچنین فرد سالم در زندگی هدفمند و غایت مدار است و اعمال او مبتنی بر تعقیب این اهداف است. غایی ترین هدف شخصیت سالم، تحقق خویشتن است. از ویژگیهای دیگر سلامت روان شناختی این است که فرد سالم مرتباً به بررسی ماهیت اهداف و ادراکات خودش می پردازد و اشتباهاتش را برطرف می کند. چنین فردی خالق عواطف خودش است نه قربانی آنها(شولتز، ترجمه کریمی و همکاران، ۱۳۸۶).

ویژگی های افراد دارای سلامت روانی

ویژگی های افراد دارای سلامت روانی

بنا به تحقیقات، ملی بهداشت روانی ویژگی های افراد دارای سلامت روانی در ذیل ذکر شده است.

الف) افراد دارای سلامت روان، احساس راحتی می کنند، خود را آنگونه که هستند می پذیرند، از استعدادهای خود بهره می برند، در مورد عیوب جسمانی و ناتوانایی های خود شکیبا بوده و از آن ناراحت نمی شوند. دید واقع گرایانه دارند و دشواری های زندگی را سوال می انگارند، آنها وقت کمی را در نگرانی، ترس، اضطراب و یا حسادت سپری می کنند. اغلب آرامند، نسبت به عقاید تازه گشاد رو بوده و دارای طیب خاطر هستند، شوخ طبع هستند و اعتماد به نفس دارند، اگر چه از حضور در جمع لذت می برند، امّا به تنها بودن نیز اهمیت می دهند و وحشتی از آن ندارند. همچنین از سیستم ارزشی برخودارند که از تجارب شخصیشان سرچشمه می گیرند، بدین معنی که یک احساس شخصی مبتنی بر درست یا غلط بودن امور دارند.

پایان نامه ازدواج سفید

 

ب) افراد دارای سلامت روان احساس خوبی به دیگران دارند. می کوشند تا دیگران را دوست بدارند و به آنان اعتماد کنند، چرا که تمایل دارند دیگران نیز آنها را دوست داشته باشند و به آنها اعتماد نمایند. چنین افرادی قادرند که با دیگران رابطه گرمی داشته باشند ولی روابط را ادامه دهند، به علایق دیگران توجه می کنند و احترام می گذارند. آنها به خود اجازه نمی دهند که از سوی دیگران مورد حمله و فشار قرار گیرند و نیز سعی نمی کنند که به دیگران تسلط یابند. آنها با احساس یکی بودن با جامعه، نسبت به دیگران احساس مسئولیت می کنند.

ج) قدرت روبرو شدن با نیازهای زندگی را دارند، معمولاً نسبت به اعمال خود احساس مسئولیت می کنند و با مشکلات به همان شیوه که رخ می دهد، برخورد می کنند، دارای پندارهای واقع گرا در مورد آنچه که می توانند یا نمی توانند انجام دهند، هستند. بنابراین آنها محیط خود را تا آنجا که می توانند شکل می دهند و نیز آنجا که ضرورت دارد با آن سازگار می شوند(به نقل از میرخشتی، ۱۳۷۵).

سلامت روان از منظر الگوی پزشکی و روان پزشکی

سلامت روان از منظر الگوی پزشکی و روان پزشکی

در این الگو، بهداشت روانی به معنای عدم وجود و حضور علایم بیماری است. بر اساس این الگو، انسان سالم کسی است که نشانه های بیماری در او دیده نمی شود; همان گونه که انسان سالم از حیث جسمانی کسی است که نشانه های بیماری مثل درد، تب و لرز در وی به چشم نمی خورند. طبق این دیدگاه، هدف انسان و جوامع انسانی رهایی و خلاصی انسان از نشانه های بیماری است. در این الگو، نشانه ها و پدیده هایی از قبیل اضطراب، وسواس، افسردگی، توهّم و هذیان، و پرخاشگری کنترل نشده، نشانه بیماری محسوب می شوند و اگر در کسی یافت شوند آن فرد نابهنجار و غیرطبیعی (مریض و ناسالم) است و چنانچه در فردی یافت نشوند این فرد سالم، طبیعی و بهنجار محسوب می گردد. صاحبان این دیدگاه عوامل فیزیکی و بیولوژیکی را پایه هستی بشر می دانند و معتقدند: تمام حالات ذهنی و فکری بشر زیر بنای مولکولی و سلولی دارند.

پایان نامه ازدواج سفید

 

برخی از پیش فرض های عمده این دیدگاه را می توان در چند مورد خلاصه کرد:

۱) فرد بیمار، ناتوان است و درمان بدون مداخله مستقیم امکان پذیر نیست.

۲) بیماری های روانی و به طور کلی، بیشتر ویژگی های رفتاریوروان شناختی انسان مشخصاً قابل طبقه بندی هستند و در نتیجه، بیماری ها و افراد مبتلا به بیماری را می توان در گروه های مشخص قرار داد.

۳) به دلیل آنکه افراد را می توان در طبقات و دسته های مشترکی قرار داد، پس روش هایی که برای درمان یک بیماری خاص کاربرد دارند، برای افراد مبتلا به آن بیماری نیز مشترکند.

۴) هرچند ابعاد وجودی انسان به چند بعد جسمانی، روانی و اجتماعی تقسیم می شوند، ولی تأکید اساسی بر بعد جسمانی است (شهیدی و حمدیه، ۱۳۸۱ ).

دیدگاه مزبور، که به مکتب «زیست گرایی» نیز شهرت دارد، در مطالعه رفتار انسان، بیشترین اهمیت را برای بافت ها و اعضای بدن قایل می شود. این مکتب، که پایه اصلی روان پزشکی را تشکیل می دهد، بیشتر بر بیماری روانی توجه دارد، نه بهداشت روانی; زیرا بیماری روانی را جزو سایر بیماری ها به شمار می آورد. روان پزشکی، که در اواخر قرن هجدهم شاخه ای از پزشکی شناخته می شد و به درمان بیماری های روانی می پرداخت، از بیماری روانی مفهوم عضوی را در نظر می آورد. همان گونه که اشاره شد، دیدگاه «روان پزشکی» برای تبیین بیماری روانی به پدیده ها و اختلال های فیزیولوژیک اهمیت می دهد. این دیدگاه از علم پزشکی الهام می گیرد; زیرا علم پزشکی معتقد است: بیماری جسمی در اثر بی نظمی در عملکرد یا در خود دستگاه به وجود می آید. دیدگاه «روان پزشکی» درباره فرد دید تعادل حیاتی دارد; معتقد است: اگر رفتار شخص از هنجار منحرف شود، به این دلیل است که دستگاه روانی او اختلال پیدا کرده است. بنابراین، فرض بر این است که در آینده نوعی نقص در دستگاه عصبی او کشف خواهد شد و همه اختلال های فکری و رفتاری بر اساس آن قابل تبیین خواهند بود. به دلیل آنکه دیدگاه «روان پزشکی» درباره فرد دید تعادل حیاتی دارد، طبق این دیدگاه، بهداشت روانی عبارت است از: نظام متعادلی که خوب کار می کند (گنجی، ۱۳۸۰).

در نظام ارزشی الگوی «پزشکی» و «روان پزشکی»، هدف نهایی، حذف، دفع و رفع نشانه های بیماری است. به همین دلیل، در الگوی مزبور، برای حذف و رفع نشانه های بیماری از درمان های فیزیکی مثل دارو، شوک درمانی، کنترل و محرومیت استفاده می شود. این درمان ها گرچه بیماری را ریشه کن نمی کنند و فقط نشانه های آن را ظاهراً و به صورت موقّت از بین می برند، ولی همین که نشانه ها ناپدید می شوند، گفته می شود: بیمار درمان شده و سلامت خود را باز یافته است!

سلامت روان

سلامت[۱] از واژه هایی است که بیشتر مردمان با آنکه اطمینان دارند معنای آن را می دانند، تعریفش را دشوار می یابند. در فرهنگ های گوناگون تعریف های بسیاری از سلامت شده است:

در فرهنگ وبستر سلامت وضع خوب و عالی بدن، اندیشه و روح و بویژه بر کنار بودن از درد یا بیماری جسمی تعریف شده است. در فرهنگ آکسفورد به معنی وضع عالی جسم یا روح و حالتی که اعمال بدن به موقع و به گونه موثر انجام شود آمده است. جالینوس سلامت را عبارت از وجود نسبت معینی از عناصر گرمی، سردی، رطوبت و خشکی تعریف می کند. ابن سینا معتقد است : سلامت سرشت یا حالتی است که در آن اعمال بدن به درستی انجام می گیرد… نقطه مقابل آن بیماری است( سجادی، ۱۳۸۳).

این ،” تواناییِ داشتن یک زندگی مثمر از نظر اقتصادی و اجتماعی ” در سالهای اخیر با گنجانده شدن تعریف کامل تر شده است. سلامت بیشتر به عنوان ابزاری برای رسیدن یک هدف منظور شده است که می توان آن را از لحاظ کارکردی به صورت یک منبع بیان کرد ؛ منبعی که به مردمان امکان می دهد به گونه فردی، اجتماعی و اقتصادی زندگی کنند. سلامت تنها زندگی کردن نیست، بلکه منبعی برای زندگی روزمره است ؛ سلامت یک مفهوم مثبت است که بر منابع و امکانات اجتماعی و شخصی و همچنین توانایی های جسمانی تأکید دارد( پوراسلامی، ۱۳۷۹).

پایان نامه ازدواج سفید

 

سازمان جهانی بهداشت، سلامت را بهزیستی کامل جسمی، روانی و اجتماعی و نه صرف نبودن بیماری و یا رنجوری تعریف می کند. بنا براین سلامت منبعی برا ی زندگی روزمره است و نه برای هدف زندگی. سلامت مفهوم مثبتی است که علاوه بر ظرفیتهای جسمی بر منابع اجتماعی شخصی تأکید دارد ( محمد نبی، ۱۳۸۶).

سلامت دارای ۶ بعد مختلف می باشد: سلامت جسمی، سلامت روانی، سلامت عاطفی، سلامت معنوی، سلامت جنسی و سلامت اجتماعی( سجادی، ۱۳۸۳).

تعریف سلامت روان[۲]

موضوع بهداشت روانی گرچه ظاهراً به مسایل درونی و غیر قابل رویت استناد می شود، امّا از آنجا که روح و روان انسان با جسم او به هم وابسته و این وابستگی جدایی ناپذیر جلوه می کند، در جنبه های جسمانی و اجتماعی هم مورد ملاحظه قرار می گیرد. در زد و بندهای اجتماعی، اگر بعد بهداشت روانی به قدر کافی مورد توجه قرار نگیرد، فراوانی مسایل و مشکلات رفتاری، آن قدر رو به فزونی خواهد گذاشت که عوارض ناشی از بی توجهی به ابعاد مختلف آن بحران های فردی، خانوادگی و اجتماعی خانواده را فرا خواهد گرفت و تأثیرات سوء و غیر قابل جبران را بر جا خواهد گذاشت(افضل نیا، ۱۳۸۵).

تأمین سلامت افراد جامعه یکی از مهم ترین مسائل اساس است که باید به آن از دیدگاه سه بعد جسمی، روانی و اجتماعی نگریست. بعد روانی بهداشت در بسیاری از کشورها در حال توسعه بنا به دلایل مختلفی مورد توجه قرار نگرفته است(جنانی، ۱۳۸۰؛ به نقل از موسوی، ۱۳۸۸).

به طور کلی بهداشت یا سلامت روان عبارتست از «سازگاری فرد با خود و محیط و استفاده به هنجار و موفقیت آمیز از تمامی امکانات و توانایی های و قابلیت های خویش در طول دوران زندگی.»بنابراین هنجار بودن آن، بدون مقایسه با اجتماع افراد یا ملاک های مقایسه ای در باورهای دینی و اخلاقی، سنتی و مردمی، قانونی و رسمی ما تنها ملاک سلامت و سازگاری قرار می گیرد(نوایی نژاد، ۱۳۸۱؛ به نقل از افضل نیا، ۱۳۸۵).

سازمان جهانی بهداشت در سال ۱۹۴۸ بیان داشت که: سلامت روان عبارت است از تندرستی و رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی و نه فقط فقدان بیماری یا ناتوانی و در سالهای اخیر با گنجاندن توانایی داشتن” یک زندگی مثمرثمر از نظر اقتصادی و اجتماعی” این تعریف را غنی نموده است.

سلامت روانی حالت موفقیت آمیز یک کنش روانی است که نتایج فعالیتهای ثمربخش، روابط رضایت بخش با دیگران، توانایی سازگاری با تغییرات و کنارآمدن با ناملایمات است. سلامت روانی یا رفاه شخصی و روابط خانوادگی و بین فردی و ایفای نقش در اجتماع رابطه تنگاتنگ دارد سلامت روانی از اوایل کودکی تا لحظه مرگ در پرورش مهارتهای فکری و ارتباطی، یادگیری، رشد عاطفی، انعطاف پذیری و عزت نفس غیر قابل انکار است. این عوامل به فرد کمک می کند تا در جامعه به گونه ای موفقیت آمیز به ایفای نقش بپردازد(میر خشتی، ۱۳۸۵، به نقل از موسوی، ۱۳۸۸).

اثر اعتیاد به اینترنت بر افسردگی و اعتماد به نفس و سلامت روان دانش آموزان

فصل اول

مقدمه ۲
بیان مساله ۵
اهمیت و ضرورت مساله ۸
اهداف تحقیق ۱۰
فرضیه‏های تحقیق ۱۰
تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها ۱۰
فصل دوم:
سلامت ۱۴
تعریف سلامت روان ۱۵
ویژگی های افراد دارای سلامت روانی ۱۶
سلامت روان از منظر الگوی پزشکی و روان پزشکی ۱۷
سلامت روان از نظر مکتب روان تحلیلی ۱۹
الگوی رفتارگرایی ۲۰
الگوی انسان گرایی ۲۱
اعتماد به نفس ۲۲
اعتماد به نفس از دیدگاه رویکردهای روانشناسی ۲۳
افسردگی ۲۶
نظریه های مربوط به افسردگی ۲۷
نظریه ی زیست شناسی ۲۷
نظریه روان کاوی ۲۷
نظریه یادگیری ۲۸
نظریه شناختی در مورد افسردگی ۲۹
دیدگاه رفتاری ۳۰
دیدگاه انسان گرایی یا هستی گرایی ۳۰
انواع افسردگی و علائم آن ۳۱
علائم افسردگی ۳۱
بررسی علت های افسردگی ۳۲
اعتیاد به اینترنت ۳۳
انواع اعتیاد به اینترنت ۳۵
۱-اعتیاد به سایبر سکس ۳۵
۲-اعتیاد از نوع روابط سایبر ۳۶
۳-اعتیاد به خرید، تجارت و مزایده ۳۷
۴-اعتیاد به جست‌وجو ذخیره بیش از اندازه اطلاعات ۳۷
۵-اعتیاد به کامپیوتر (انجام وسواس‌گونه بازیهای کامپیوتری و یا برنامه نویسی علوم کامپیوتر) ۳۷
رویکردهای نظری درباره اینترنت ۳۸
محیط های تعاملی در اینترنت ۳۸
نظریه کنش ارتباطی هابرماس ۳۸
نظریه کلی و ولخارت در مورد تأثیر گروه ۴۰
محیط های شبه تعاملی ۴۱
تئوری های ارتباط جمعی ۴۱
دیدگاه ها و نظریه ها در تبیین گرایش به اینترنت ۴۲
نظریه یادگیری اجتماعی ۴۲
نظریه کنترل اجتماعی ۴۳
نظریه روان کاوی ۴۶
نظریه شناختی ۴۶
نظریه رفتاری ۴۶
نظریه شناختی رفتاری ۴۸
نظریه بیولوژیکی ۴۸
نظریه سازه گرایی اجتماعی ۴۹
نظریه جان سولر ۵۰
تاثیر اعتیاد به اینترنت بر سلامت روان، اعتماد و افسردگی ۵۲
پیشینه پژوهش ۵۷
پیشینه داخلی ۵۷
پیشینه خارجی ۶۰
فصل سوم:
مقدمه ۶۵
روش پژوهش ۶۵
جامعه آماری ۶۵
حجم نمونه و روش نمونه گیری ۶۵
ابزار جمع آوری داده ها ۶۶
پرسشنامه افسردگی بک ۶۶
پرسشنامه اعتماد به نفس کوپر اسمیت ۶۷
پرسش نامه سلامت روان(GHQ-28) 67
پرسشنامه اعتیاد به اینترنت یانگ ۶۹
روش اجرای پژوهش ۷۰
روش های آماری برای تحلیل داده ها ۷۰
فصل چهارم:
مقدمه ۷۲
آمار توصیفی ۷۲
آمار استنباطی ۷۵
بررسی فرضیه های پژوهش ۷۵
یافته های جانبی ۷۹
فصل پنجم:
یافته های پژوهش ۸۳
محدودیت های پژوهش ۸۷
پیشنهادات ۸۷
پیشنهادات پژوهشی ۸۷
پیشنهادات کاربردی ۸۸
خلاصه پژوهش ۸۸
منابع فارسی ۹۱
منابع لاتین ۹۶

پایان نامه ازدواج سفید